رباعیات خیام نیشابوری

اشعار خیام نیشابوری در تارنمای ادبستان شعر پارسی بر طبق نسخه ی ” محمدعلی فروغی-قاسم غنی “نوشته شده است.

در حال حاضر مشغول نوشتن اشعار هستیم،تلاش ما این است که این بخش را در کوتاه ترین زمان در سایت قرار دهیم.

فهرست رباعیات خیام نیشابوری به ترتیب حروف الفبا – حرف آخر قافیه –

برای خواندن هر رباعی ، روی آن کلیک کنید .

 

الف : 

رباعی شماره ۱ : برخیز بتا بیار بهر دل ما

رباعی شماره ۲ : چون عهده نمی‌شود کسی فردا را

رباعی شماره ۳ : قرآن که مهین کلام خوانند آن را

رباعی شماره ۴ : گر می نخوری طعنه مزن مستان را

رباعی شماره ۵ : هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا

 

ب : 

 

رباعی شماره ۶ : ماییم و می و مطرب و این کُنج خراب

 

ت : 

 

رباعی شماره ۷ : آن قصر که جمشید در او جام گرفت

رباعی شماره ۸ : ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست

رباعی شماره ۹ : اکنون که گلِ سعادتت پربار است

رباعی شماره ۱۰ : امروز تو را دسترس فردا نیست

رباعی شماره ۱۱ : ای آمده از عالم روحانی تفت

رباعی شماره ۱۲ : ای چرخ فلک ، خرابی از کینه ی توست

رباعی شماره ۱۳ : ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت

رباعی شماره ۱۴ : این بحر وجود آمده بیرون ز نهفت

رباعی شماره ۱۵ : این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

رباعی شماره ۱۶ : این کوزه که آبخواره ی مزدوری ست

رباعی شماره ۱۷ : این کهنه رباط را که عالم نام است

رباعی شماره ۱۸ : این یک دو سه روزه نوبت عمر گذشت

رباعی شماره ۱۹ : بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است

رباعی شماره ۲۰ : پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است

رباعی شماره ۲۱ : تا چند زنم به روی دریاها خشت

رباعی شماره ۲۲ : ترکیب پیاله ای که در هم پیوست

رباعی شماره ۲۳ : ترکیب طبایع چو به کام تو دمی است

رباعی شماره ۲۴ : چون ابر به نوروز رخِ لاله بشست

رباعی شماره ۲۵ : چون بلبل مست راه در بستان یافت

رباعی شماره ۲۶ : چون چرخ به کام یک خردمند نگشت

رباعی شماره ۲۷ : چون لاله به نوروز قدح گیر به دست

رباعی شماره ۲۸ : چون نیست حقیقت و یقین اندر دست

رباعی شماره ۲۹ : چون نیست ز هر چه هست جز باد به دست

رباعی شماره ۳۰ : خاکی که به زیر پای هر نادانی است

رباعی شماره ۳۱ : دارنده چو ترکیب طبایع آراست

رباعی شماره ۳۲ : در پرده ی اسرار کسی را ره نیست

رباعی شماره ۳۳ : در خواب بُدم مرا خردمندی گفت

رباعی شماره ۳۴ : در دایره ای که آمد و رفتن ماست

رباعی شماره ۳۵ : در فصل بهار اگر بتی حور سرشت

رباعی شماره ۳۶ : دریاب که از روح جدا خواهی رفت

رباعی شماره ۳۷ : ساقی گل و سبزه بس طربناک شده‌ ست

رباعی شماره ۳۸ : عمری ست مرا تیره و کاری ست نه راست

رباعی شماره ۳۹ : فصل گل و طرف جویبار و لب کشت

رباعی شماره ۴۰ : گر شاخ بقا ز بیخ بختت رست است

رباعی شماره ۴۱ : گویند کسان بهشت با حور خوش است

رباعی شماره ۴۲ : گویند مرا که دوزخی باشد مست

رباعی شماره ۴۳ : من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت

رباعی شماره ۴۴ : مهتاب به نور دامن شب بشکافت

رباعی شماره ۴۵ : می خوردن و شاد بودن آیین من است

رباعی شماره ۴۶ : می لعل مذاب است و صراحی کان است

رباعی شماره ۴۷ : می نوش که عمر جاودانی این است

رباعی شماره ۴۸ : نیکی و بدی که در نهاد بشر است

رباعی شماره ۴۹ : در هر دشتی که لاله زاری بوده ست

رباعی شماره ۵۰ : هر ذره که در خاک زمینی بوده ست

رباعی شماره ۵۱ : هر سبزه که بر کنار جویی رسته ست

رباعی شماره ۵۲ : یک جرعه ی می ز ملک کاووس بِه است

 

خ : 

 

رباعی شماره ۵۳ : چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ

 

د : 

 

رباعی شماره ۵۴ : آنانکه محیط فضل و آداب شدند

رباعی شماره ۵۵ : آن را که به صحرای علل تاخته اند

رباعی شماره ۵۶ : آنها که کهن شدند و اینها که نوند

رباعی شماره ۵۷ : آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد

رباعی شماره ۵۸ : آرند یکی و دیگری بربایند

رباعی شماره ۵۹ : اجرام که ساکنان این ایوانند

رباعی شماره ۶۰ : از آمدنم نبود گردون را سود

رباعی شماره ۶۱ : از رنج کشیدن آدمی حر گردد

رباعی شماره ۶۲ : افسوس که سرمایه ز کف بیرون شد

رباعی شماره ۶۳ : افسوس که نامه ی جوانی طی شد

رباعی شماره ۶۴ : ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود

رباعی شماره ۶۵ : این عقل که در رهِ سعادت پوید

رباعی شماره ۶۶ : این قافله ی عمر عجب میگذرد

رباعی شماره ۶۷ : بر پشت من از زمانه تو می آید

رباعی شماره ۶۸ : بر چرخ فلک هیچ کسی چیر نشد

رباعی شماره ۶۹ : بر چشم تو عالم ار چه می آرایند

رباعی شماره ۷۰ : بر من قلم قضا چو بی من رانند

رباعی شماره ۷۱ : تا چند اسیر رنگ و بو خواهی شد

رباعی شماره ۷۲ : تا راه قلندری نپویی نشود

رباعی شماره ۷۳ : تا زهره و مه در آسمان گشت پدید

رباعی شماره ۷۴ : چون روزی و عمر بیش و کم نتوان کرد

رباعی شماره ۷۵ : حیی که به قدرت سر و رو می‌سازد

رباعی شماره ۷۶ : در دهر چو آوازِ گلِ تازه دهند

رباعی شماره ۷۷ : در دهر هر آن که نیم نانی دارد

رباعی شماره ۷۸ : دهقان قضا بسی چو ما کشت و درود

رباعی شماره ۷۹ : روزی ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد

رباعی شماره ۸۰ : زان پیش که بر سرت شبیخون آرند

رباعی شماره ۸۱ : عمرت تا کی به خودپرستی گذرد

رباعی شماره ۸۲ : کس مشکل اسرار اجل را نگشاد

رباعی شماره ۸۳ : کم کن طمع از جهان و می‌زی خرسند

رباعی شماره ۸۴ : گرچه غم و رنج من درازی دارد

رباعی شماره ۸۵ : گردون ز زمین هیچ گلی برنارد

رباعی شماره ۸۶ : گر یک نفست ز زندگانی گذرد

رباعی شماره ۸۷ : گویند بهشت و حورعین خواهد بود

رباعی شماره ۸۸ : گویند بهشت و حور و کوثر باشد

رباعی شماره ۸۹ : گویند هر آن کسان که با پرهیزند

رباعی شماره ۹۰ : می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد

رباعی شماره ۹۱ : هر راز که اندر دل دانا باشد

رباعی شماره ۹۲ : هر صبح که روی لاله شبنم گیرد

رباعی شماره ۹۳ : هرگز دل من ز علم محروم نشد

رباعی شماره ۹۴ : هم دانه ی امید به خرمن ماند

رباعی شماره ۹۵ : یاران موافق همه از دست شدند

رباعی شماره ۹۶ : یک جام شراب صد دل و دین ارزد

رباعی شماره ۹۷ : یک قطره ی آب بود با دریا شد

رباعی شماره ۹۸ : یک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد

 

.....
  • امین پیرانی
  • هیچ
  • 26 views
  • ۲۷ دی ۹۷
اگر مطلب را می پسندید لطفا آنرا به اشتراک بگذارید.

مطالب مرتبط

دیدگاهی بنویسید

*

0