قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار کامل شاعران / سعدی / باب ششم در قناعت-بوستان سعدی

باب ششم در قناعت-بوستان سعدی

به این پست امتیاز بدهید

در این بخش”باب ششم در قناعت”بوستان سعدی نوشته شده است.

برای خواندن ، روی آنها کلیک کنید :

 

شماره 1 : خدا را ندانست و طاعت نکرد

شماره 2 : مرا حاجیی شانه ی عاج داد

شماره 3 : یکی پر طمع پیش خوارزمشاه

شماره 4 : یکی را تب آمد ز صاحبدلان

شماره 5 : چه آوردم از بصره دانی عجب

شماره 6 : شکم ، صوفیی را زبون کرد و فرج

شماره 7 : یکی نیشکر داشت بر طبقری

شماره 8 : یکی را ز مردان روشن ضمیر

شماره 9 : یکی نان خورش جز پیازی نداشت

شماره 10 : یکی گربه در خانه ی زال بود

شماره 11 : یکی طفل دندان برآورده بود

شماره 12 : شنیدی که در روزگار قدیم

شماره 13 : شنیدم که صاحبدلی نیکمرد

شماره 14 : یکی سلطنترانِ صاحب شکوه

شماره 15 : شنیدم ز پیران شیرین سخن

پایان این بخش

......

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code