یکی بربطی در بغل داشت مست - ادبستان شعر پارسی % %

یکی بربطی در بغل داشت مست

سعدی-بوستان-باب چهارم در تواضع

شماره 23

 

یکی بربطی در بغل داشت مست

به شب در ، سر پارسایی شکست

چو روز آمد آن نیکمرد سلیم

برِ سنگدل برد یک مشت سیم

که دوشینه معذور بودی و مست

تو را و مرا بربط و سر شکست

مرا بِه شد آن زخم و برخاست بیم

تو را بِه نخواهد شد الا به سیم

از این دوستان خدا بر سرند

که از خلق بسیار بر سر خورند

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤