بایگانی‌های شعر شاعران استان ایلام - ادبستان شعر پارسی

اشعار محمدحسین حیدری

اشعار محمدحسین حیدری

اشعار محمدحسین حیدری اشعار محمدحسین حیدری شعر نخست :  تقویمِ عمرم پُر شد از پاییز،بی تو من خسته ام از هرکس و هر چیز،بی تو مثل نگاهِ خشک و پوچ این مترسک افتاده ام در گوشه ی جالیز،بی تو امشب تمامِ فکر و ذهنِ من همین است شد کاسه ی صبرم چرا لبریز ،بی تو؟ … ادامه

اشعار ولی امیدی پور

تمام قافیه ها را باختم تا تو را در بی وزن ترین شعر ممکن سروده باشم اما هنوز هم از احساس من به تو چیزی در این شعر باقیست که کمر کلمه ها را می شکند . ***** خاطره ی تلخ خارهایی که عمیقا به فکر پاهای پدرم فرو می رفت هنوز هم پای کفش … ادامه

شعری از رسول رضایی

توی دست هایم توی پاهایم در من جریان دارد سرایت کرده به چهره ی مادرم دست برده به پیراهن پدرم و کودکی در بغداد که خمپاره ای خواب خانوادگی شان را بهم زده . سرایت کرده به زنی در آفریقا که دندان هایش عاریتی ست دست برده در زندگی اشیا که ملافه ای از غبار … ادامه

شعری از آزاد کاعباسی

روزهای آتش و انتظار و انفجار، یادمان نرفته است سینه های داغدار، نخل های سربدار، یادمان نرفته است چکمه های پر زخون، عشق و ترکش جنون، پاتک و تک و نبرد ورد لب دعایمان یا علی و ذوالفقار، یادمان نرفته است کفتران عاشق و زخمی و شکسته بال، لاله های بی سر و دست های … ادامه

اشعار کورس احمدی

شعر نخست :   بی تو همیشه در دل من برف می بارد با هر چه غیر از گریه کردن برف می بارد از سوز سرمای کرج تا قیطریه همراه با دلتنگی من برف می بارد با فعل و قید وقافیه ، مفعول و فاعل اما ، اگر ، حتا ، نه اصلا … برف می … ادامه

اشعار آفاق شوهانی

  شعر نخست :   رفتم اردیبهشت پارسال‌ام را بردارم دهان‌دره‌ی ببری بود که گربه می‌زد وقتی حرف‌های تو را به یکی از حرف‌های تو گفتم چیزی که گم شد از پارسال بود اجازه بدهید یکی از زاویه‌های روز را همین‌جا باز کنم از تو هرگز ما نمی‌خواهند فصل را برمی‌گردانند و تو نمی‌دانی به … ادامه

اشعار محمد پیرانی

اشعار محمد پیرانی

اشعار محمد پیرانی اشعار محمد پیرانی شعر نخست :   دردی غریب در دل من پا گرفته است از من قرار و صبرو مدارا گرفته است دیگر به سوی باغ بهارم مخوان که اشک از چشم من مجال تماشا گرفته است دستان گنگ و تیره ی شب های بی فروغ رویای روشن سحرم را گرفته … ادامه

اشعار زنبق سلیمان نژاد

اشعار زنبق سلیمان نژاد

اشعار زنبق سلیمان نژاد اشعار زنبق سلیمان نژاد شعر نخست :   آهنگ تند ثانیه ها شوم می شود وقتی که دل به عشق تو محکوم می شود روزی هزار بار مرا می دهد عذاب اما عجیب پیش تو مظلوم می شود هر کس که بیشتر به تو دل داده ، بیشتر از نعمت نگاه … ادامه

اشعار مبارک نصیری

  شعر نخست :   کهنه شده شعر پدران من با قافیه های سنگین پشت شبی طولانی نقاشان می گریزند پیکر تراشان هیچ آوازی از لحنی داوودی بر نمی آید دلقکان،خط نویسان آیه های فرسوده ی خدایانشان را بر سنگ های یخی می نویسند . زمین از شبی که تو را به دنیا می آورد،می … ادامه

اشعار سیروس عبدی

اشعار سیروس عبدی

اشعار سیروس عبدی اشعار سیروس عبدی شعر نخست : نه تو باز پادشاهی ، نه من آسمان بازی که بگیری ام به جولان ، به هوای دلنوازی تو و جمله ی جهانت ، اثری کمینه از اوست تو همینی و مبادا به غرور خود بنازی به تو میل دارم و دل به هوای تو پریده … ادامه

اشعار محمد دارایی

اشعار محمد دارایی

اشعار محمد دارایی اشعار محمد دارایی شعر نخست : روزها از غم تنهایی خود لبریزم و شبانگاه در آغوش تو می آمیزم خیره بر چشم تو سخت است که چون خورشیدی من که از خلسه ی چشمان تو می پرهیزم قاصدک ها همه از بی خبری سرشارند دیر سالی است که من سرد و ملال … ادامه

اشعار عباس رضایی

اشعار عباس رضایی

اشعار عباس رضایی اشعار عباس رضایی شعر نخست : من معتقدم روح تو دیوانه ی شعر است هرجا بروی خانه ی تو خانه ی شعر است شاعر شدی آنقدر که در هر نفس تو در هر سخنت رد صمیمانه ی شعر است بگذار حسودی بکند ماه،حسود است از اینکه سرت هر شبه بر شانه ی … ادامه