بایگانی‌های اشعار دینی،مذهبی و آیینی - ادبستان شعر پارسی

شعری از سیدمحمدمهدی شفیعی

همه از هر کجا باشند از این راه می‌آیند به سویت ای امین‌الله خلق‌الله می‌آیند صف جن و ملک با زائرانت هم‌قدم هستند به عشقت از عوالم، خیل خاطرخواه می‌آیند زمین سرمست راه افتاد و بر ما راه آسان شد زمین و آسمان با زائرانت راه می‌آیند ببین شانه به شانه هم سفید و هم … ادامه

اشعار محمدحسن بیات لو

شعر نخست : حضرت مسلم بن عقیل ع   به شهر كوفه به جز غصه چيز ديگر نيست نصيب خواهر تو جز دو ديده ی ترنيست از آن زمان كه شدم ميهمان اين مردم هزار فاجعه ديدم كه جای باور نيست چه گويمت كه خودم گفته ام بيا اما چه كوفه ای كه ز شهر … ادامه

اشعار موسی علیمرادی

شعر نخست : استقبال از ماه محرم به اذن حضرت مولا شدم کبوتر تو که  بال و پر بزنم پای روضه‌ی سر تو ببخش با پر زخمی، به زحمت افتاده لباس نوکری‌ام را بریده مادر تو چه طور خرج غمت جور شد ؟ کسی می‌گفت رسیده رزق حسینیه  از برادر تو شبیه حضرت زینب به … ادامه

اشعار محمود ژولیده

شعر نخست : امام محمد تقی ع   باز هم بر دل مظلوم شرر افتاده باز هم شعله ی زهری به جگر افتاده اینهمه زجر بر این جسم جوانش ندهید وسط حجره جواد است، به سر افتاده دست و پا می‌زند و هادی خود را خواند جوهر صوت رسایش ز اثر افتاده آب شد پیکرش … ادامه

اشعار محمد مربوبی

شعر نخست : امام زمان عج  هوای شهر بهاری ولی غم انگیز است بهار اگر تو نباشی شبیه پائیز است دلم هوای تو کرده چه میشود آیی ببین که کاسه صبرم ز غصه لبریز است قسم به عصمت زهرا کسی که در قلبش ولایت تو ندارد فقیر و بی چیز است به انتظار قدومت مسافر … ادامه

اشعار احسان نرگسی رضاپور

شعر نخست : حضرت زهرا س   زبان الکنم از وصف زهرا ناتوان باشد که زهرا تا قیامت دلبر هفت آسمان باشد خدا نامیده زهرایش،پر از عشق است دنیایش دعای نیمه شب هایش برای دیگران باشد به ذکر” فاطمه یا فاطمه ” گرم است جبرائیل که با این ذکر از هول قیامت در امان باشد … ادامه

شعری از سیروس بداغی

  کم کم هلال ماه خدا می‌رسد ز راه اوقات ناب اهل بکاء می‌رسد ز راه مهمان کند خدا همگان را به سفره‌اش وقتی که ماه جود و سخا می‌رسد ز راه گُل می‌کند به لب همه دم ذکر یا علی زیرا بهار اهل دعا می‌رسد ز راه ماه مجیر و جوشن و شب‌های عاشقی ماه جنون و ماه صفا می‌رسد ز راه دستت دراز کن چو … ادامه

اشعار محسن رضوانی

  شعر نخست : امام حسین ع   چتر را می بندم و روی زمین می ایستم زیر باران امام اولین می ایستم اذن می خواهد به ایوان نجف داخل شدن بین صف پشت سر روح الامین می ایستم تا مگر من را ببیند شمس چشمان علی کاهم و تا مرگ زیر ذره بین می … ادامه

شعری از حسین شادمهر

با سوز و اشک و آه، دلم گریه می‌کند با جامه ی سیاه، دلم گریه می‌کند دشمن به روبروست هزاران هزار تا بر شاه بی سپاه، دلم گریه می‌کند خورشید روی نیزه شد و آسمان گرفت با یاد روی ماه، دلم گریه می‌کند بر پای طفل خار مغیلان نشسته است بر طفل بی‌گناه، دلم گریه … ادامه

اشعار هادی ملک پور

شعر نخست : حضرت علی اکبر ع   ای که صدها غزل از هر نظرت می ریزد می روی پای تو اشک پدرت می ریزد می روی و دل بابا به تپش می افتد دل شیدایی من پشت سرت می ریزد رحم کن بر پدر محتضرت می میرد آسمان بر سرم از این سفرت می … ادامه

اشعار غلامرضا شکوهی

شعر نخست : امام رضا ع   ذکر پابوس شما از لب باران می‏ریخت ابر هم زیر قدم‏های شما جان می‏ریخت هر چه درد است به اميد دوا آمده بود از کفِ دست دعای همه درمان می‏ریخت عطر در عطر در ایوان حرم می‏پیچید بر سر دوش همه زلف پریشان می‏ریخت نور در آینه‏ های … ادامه

اشعار آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی

شعر نخست : حضرت فاطمه زهرا(س)   ای سـیّده ی زنـــــان عـالم‌،ای مــــــلک حـیا تو را مسلّم ای‌ کـــاخ رفیــع دین اسلام،از هــمت و کوشش تو محکم ای والــــیه ی ولایت دیــن،ای‌ صـــاحب عزّ و مجد و تمکین ای بــعد نبیّ و شـــاه مردان،بـــیت الغزل کــتاب تـکوین ای عـــالــمه ی علوم کونین،ای مـام بــــلند، قـدر … ادامه