قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / امین پیرانی

امین پیرانی

...

اشعار مغفرت یوسفی

0.0 00 شعر نخست :   باز تجلیل بهار اسـت بیا شهر ما آیینه دار است بیا راز تو داد پیامی از عشق تا که ابرو به شکار است بیا تو بیا سبک جدیدم آموز در دلم نغمه ی پار است بیا سبب رشک و ستیزت چه بود مهر در …

توضیحات بیشتر »

اشعار فیضی دکنی

0.0 00 شعر نخست :   من به راهی می‌روم کانجا قدم نامحرم است از مقامی حرف می‌گویم که دم نامحرم است خوش‌دلم گر دیده ی من شد سفید از انتظار کز پی دیدار جانان، دیده هم نامحرم است با خیال او، نگنجد یاد خوبان در دلم هرکجا سلطان کند …

توضیحات بیشتر »

اشعار جواد منفرد

0.0 00 شعر نخست :   بگیر آنقدر محکم در بغل دلبسته ی خود را که در بر دارد انگاری هلویی هسته ی خود را صلات ظهر هم باشد، شبم آغاز خواهد شد به محض اینکه می بندی دو چشم خسته ی خود را شدم چون آینه محو وجود بی …

توضیحات بیشتر »

اشعار سینا علی محمدی

0.0 00 شعر نخست :   نه گلی به نامت هست نه خیابان و نه حتی شش دانگ خانه ای سبز با بهارخوابی که در آن نوزادت را به آغوش بگیری و من چشم برندارم از این همه زیبایی ات سطری ، شعری به نام کوچک تو هرگز نسرودم اما …

توضیحات بیشتر »

داستان کوتاه الاغ پیر

0.0 00 کشاورزي الاغ پيري داشت که يه روز اتفاقي ميفته توی يک چاه بدون آب . کشاورز هر چه سعي کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بيرون بياره .براي اينکه حيون بيچاره زياد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصميم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا …

توضیحات بیشتر »

اشعار هرمان د کونیک

0.0 00 شعر نخست :   پیشترها فقط چشم‌هایت را دوست داشتم حالا چین و چروک‌های کنارشان را هم مانند واژه‌ای قدیمی که بیشتر از واژه‌ای جدید همدردی می‌کند . پیشترها فقط شتاب بود برای داشتن آنچه داشتی، هربار دوباره پیشترها فقط حالا بود، حالا پیشترها هم هست چیزهای بیشتری …

توضیحات بیشتر »

اشعار جواد ضمیری

0.0 00 شعر نخست :   بانو! عروسی من و او جز عزا نبود حتی عروس با غم من آشنا نبود او با تمام عشوه گری ها برای من يک تار گيسوان بلند شما نبود آن شب به گريه نام تو را داد می زدم اما برای پاسخ من يک …

توضیحات بیشتر »

اشعار آنا لمسو

0.0 00 شعر نخست :   طعم سیگار لایت در حمام طعم یک لب زدن به گیلاسی بحث من با تو بر سر یک تخت پشت قلیان شاه عباسی   تو به فکر پیانو در باران حجمی از خانه را صدا می برد عشق بین من و تو جریان داشت …

توضیحات بیشتر »

اشعار زهرا ضیایی

0.0 00 شعر نخست :   امشب شده ام مست وغزلخوان تو کجایی ای از دل دیوانه گریزان تو کجایی معتاد صدایت شده آواره ی کوچه بی واهمه چون گرگ بیابان، تو کجایی دلتنگترین شاعر عاشق شده ام من در حلقه این شعر سرایان تو کجایی هرشب پی دیدار تو …

توضیحات بیشتر »