بایگانی‌های اشعار سنتی - ادبستان شعر پارسی

اشعار سیدعلی جوادپور شیرازی

اشعار سیدعلی جوادپور شیرازی

اشعار سیدعلی جوادپور شیرازی اشعار سیدعلی جوادپور شیرازی شعر نخست : دل داده به عهدی که لبش جام بگیرد از بهر مداوای سر آرام بگیرد صیاد پی صید نداند ز کمینگاه دل رام کمندی شده تا کام بگیرد شب را به سحر مانده به امید سواران تا منتظران ره به سرانجام بگیرد بر طالع فردا … ادامه

اشعار محسن سارانی

اشعار محسن سارانی

اشعار محسن سارانی اشعار محسن سارانی شعر نخست :  ترانه ی دهنم را بلد نبودی تو نشانه ی بدنم را بلد نبودی تو هجا هجا همه جای جهان من بودی و یک هجای منم را بلد نبودی تو همیشه این منه من شد ضمیر تنهایی که رسم ما شدنم را بلد نبودی تو هزار جامه … ادامه

اشعار احمد محمود امپراطور

اشعار احمد محمود امپراطور

اشعار احمد محمود امپراطور اشعار احمد محمود امپراطور شعر نخست : خدایا احتیاج هر کس و ناکس مکن ما را به غیر خویش دیگر هرزه‌ی اقدس مکن ما را بدهی از خوان نعمات خودت رزق فراوانم چشم در انتظار موسوم جو رس مکن ما را گرفتارم ز هر روزی دگر امروز میدانی مخیر ساز و … ادامه

اشعار محمدحسین حیدری

اشعار محمدحسین حیدری

اشعار محمدحسین حیدری اشعار محمدحسین حیدری شعر نخست :  تقویمِ عمرم پُر شد از پاییز،بی تو من خسته ام از هرکس و هر چیز،بی تو مثل نگاهِ خشک و پوچ این مترسک افتاده ام در گوشه ی جالیز،بی تو امشب تمامِ فکر و ذهنِ من همین است شد کاسه ی صبرم چرا لبریز ،بی تو؟ … ادامه

اشعار زینب حسامی

اشعار زینب حسامی

اشعار زینب حسامی اشعار زینب حسامی شعر نخست :  سری بی شانه می فهمد که تکیه گاه یعنی چه قلم بی واژه میفهمد غم جانکاه یعنی چه زنی عاشق که در قید تاهل بوده می داند که چشم قرمز و شب گریه ی ناگاه یعنی چه چه میفهمی زلیخا از غم یوسف چه ها دیده … ادامه

اشعار همیار بمی

اشعار همیار بمی

اشعار همیار بمی اشعار همیار بمی شعر نخست :  از من شیدا ربودی اختیار جان ز یک سو دین ز یک سو نیز با آن همرهش ایمان ز یک سو اندرین دوران پيري طاقتم برده است از کف موی مشکینت ز یک سو و آن لب خندان ز یک سو بر دو راهی مانده ام … ادامه

اشعار ارغوان وثوق انصاری

اشعار ارغوان وثوق انصاری

اشعار ارغوان وثوق انصاری اشعار ارغوان وثوق انصاری شعر نخست : قسم به شکل رهایی قسم به آزادی چگونه حبس ابد را به جان من دادی من از نهایت شب حرف میزدم اما به فهم اندکی از صبح تن نمیدادی نه چشم رنج ببینی نه تاب قهقهه ها تویی که ساده به جان ضمیرم افتادی … ادامه

اشعار غلامحسین درویشی

اشعار غلامحسین درویشی

اشعار غلامحسین درویشی اشعار غلامحسین درویشی شعر نخست : ترانه های مرا آسمان ترنّم کرد شنید غنچه و شادان شد و تبسّم  کرد به دوش ابر نشاند و به دست باد سپرد به رنگ بارش باران نثار مردم کرد ترانه های عزیزم به دشت و کوه رسید بهار خنده زد و راه غصه را گم … ادامه

اشعار فهیمه خلیلی

اشعار فهیمه خلیلی

اشعار فهیمه خلیلی اشعار فهیمه خلیلی شعر نخست :   ‍ از میان این همه گل من تو را  بو می کنم رنگ زیبای تو را  وسمه به ابرو می کنم سبز  می گردم جوار  گلبن بی خار تو همنشینی با گل  مینا و شب بو میکنم همچو مرغی در پی جا و مکان  بهتری … ادامه

اشعار حجت یحیوی

اشعار حجت یحیوی

اشعار حجت یحیوی اشعار حجت یحیوی شعر نخست : دهان شیر عاقبت من از دهان شیر، می گیرم تو را مثل آهو از دل نخجیر، می گیرم تو را شاعری لجباز و مغرورم ولی با التماس دیر یا زود از خود ِتقدیر می گیرم تو را کوه هم باشی اگر، یک روز فتحت می کنم … ادامه

اشعار سلمان منعم

اشعار سلمان منعم

اشعار سلمان منعم اشعار سلمان منعم شعر نخست :   وقتی که عشق گم شده پیدا نمی شود دیگر لبی به خنده شکوفا نمی شود باید به فکر نوشدن مرحمی شویم حالا که زخم کهنه مداوا نمی شود نقاش پیر و خسته به دیوار کوچه ها یک پنجره کشیده ولی وا نمی شود چون زندگی … ادامه

اشعار سید محمدرضا شمس

اشعار سید محمدرضا شمس

اشعار سید محمدرضا شمس   اشعار سید محمدرضا شمس    شعر نخست : (کلاس دلبری)   عطر گندمزارها از نفخه ی خوشبوی توست پیچ نیلوفر ، نماد طره ی گیسوی توست آسمان با آن بزرگی رنگ بازد پیش تو آبی هفت آسمان از آبی مینوی توست عارفی گفتا که در مسجد به هنگام نماز قبله … ادامه