قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / اشعار کامل شاعران / سعدی / باب پنجم در رضا-بوستان سعدی

باب پنجم در رضا-بوستان سعدی

به این پست امتیاز بدهید

در این بخش”باب پنجم در رضا”بوستان سعدی نوشته شده است.

برای خواندن ، روی آنها کلیک کنید :

 

شماره 1 : شبی زیت فکرت همی سوختم

شماره 2 : سعادت به بخشایش داور است

شماره 3 : مرا در سپاهان یکی یار بود

شماره 4 : یکی آهنین پنجه در اردبیل

شماره 5 : شبی کُردی از درد پهلو نخفت

شماره 6 : یکی روستایی سقط شد خرش

شماره 7 : شنیدم که دیناری از مفلسی

شماره 8 : فرو کوفت پیری پسر را به چوب

شماره 9 : بلند اختری نام او بختیار

شماره 10 : چنین گفت پیش زغن کرکسی

شماره 11 : چه خوش گفت شاگرد منسوج باف

شماره 12 : شتر بچه با مادر خویش گفت :

شماره 13 : عبادت به اخلاص نیت نکوست

شماره 14 : ندانی که بابای کوهی چه گفت

شماره 15 : شنیدم که نابالغی روزه داشت

شماره 16 : سیهکاری از نردبانی فتاد

پایان این بخش

حمایت مالی از سایت
......

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*