شعری از حسین شادمهر

با سوز و اشک و آه، دلم گریه می‌کند

با جامه ی سیاه، دلم گریه می‌کند

دشمن به روبروست هزاران هزار تا

بر شاه بی سپاه، دلم گریه می‌کند

خورشید روی نیزه شد و آسمان گرفت

با یاد روی ماه، دلم گریه می‌کند

بر پای طفل خار مغیلان نشسته است

بر طفل بی‌گناه، دلم گریه می‌کند

کو آن سوار تا بکشد دست بر دلم

همراه ذوالجناح، دلم گریه می‌کند

گُل‌ها به زیر تلّ پر از نیزه مانده‌اند

در گود قتلگاه، دلم گریه می‌کند

اینگونه پا برهنه کجا می‌برندشان؟

از رنج‌های راه، دلم گریه می‌کند

با یاد گریه‌های پر از سوز دخترش

در شام و در پگاه، دلم گریه می‌کند

ماه محرم است، خدایا! ولیِ عصر

ارواحنا فداه، دلش گریه می‌کند


واژگان کلیدی:اشعار،نمونه شعر،شاعر،شعرهای،شعری از،یک شعر از،غزل غزلیات غزل های غزلی از،حسين شادمهر،شعر دینی مذهبی آیینی،شعر ماه محرم.

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها