
شعر نخست:
ضریح گمشده
عشق من پاييز آمد مثل پار
باز هم ما بازمانديم از بهار
احتراق لاله را ديديم ما
گل دميد و خون نجوشيديم ما
بايد از فقدان گل خونجوش بود
در فراق ياس مشكيپوش بود
ياس بوي مهرباني ميدهد
عطر دوران جواني ميدهد
ياسها يادآور پروانهاند
ياسها پيغمبران خانهاند
ياس در هر جا نويد آشتيست
ياس دامان سپيد آشتيست
در شبان ما كه شد خورشيد؟ ياس
بر لبان ما كه ميخنديد؟ ياس
ياس يك شب را گل ايوان ماست
ياس تنها يك سحر مهمان ماست
بعد روي صبح پرپر ميشود
راهي شبهاي ديگر ميشود
ياس مثل عطر پاك نيت است
ياس استنشاق معصوميت است
ياس را آيينهها رو كردهاند
ياس را پيغمبران بو كردهاند
ياس بوي حوض كوثر ميدهد
عطر اخلاق پيمبر ميدهد
حضرت زهرا دلش از ياس بود
دانههاي اشكش از الماس بود
داغ عطر ياس زهرا زير ماه
ميچكانيد اشک حيدر را به راه
عشق معصوم علي ياس است و بس
چشم او يك چشمه الماس است و بس
اشك ميريزد علي مانند رود
بر تن زهرا گل ياس كبود
گريه آري گريه چون ابر چمن
بر كبود ياس و سرخ نسترن
گريه كن حيدر كه مقصد مشكل است
اين جدايي از محمد مشكل است
گريه كن زيرا كه دخت آفتاب
بيخبر بايد بخوابد در تراب
اين دل ياس است و روح ياسمين
اين امانت را امين باش اي زمين
نيمهشب دزدانه بايد در مغاك
ريخت بر روي گل خورشيد خاك
ياس خوشبوي محمد داغ ديد
صد فدك زخم از گل اين باغ ديد
مدفن اين ناله غير از چاه نيست
جز دو كس از قبر او آگاه نيست
گريه بر فرق عدالت كن كه فاق
ميشود از زهر شمشير نفاق
گريه بر طشت حسن كن تا سحر
كه پر است از لخته خون جگر
گريه كن چون ابر باراني به چاه
بر حسين تشنهلب در قتلگاه
خاندانت را به غارت ميبرند
دخترانت را اسارت ميبرند
گريه بر بيدستي احساس كن
گريه بر طفلان بيعباس كن
باز كن حيدر تو شط اشك را
تا نگيرد با خجالت مشك را
گريه كن بر آن يتيماني كه شام
با تو ميخوردند در اشك مدام
گريه كن چون گريه ابر بهار
گريه كن بر روي گلهاي مزار
مثل نوزادان كه مادرمردهاند
مثل طفلاني كه آتش خوردهاند
گريه كن در زير تابوت روان
گريه كن بر نسترنهاي جوان
گريه كن زيرا كه گلها ديدهاند
ياسهاي مهربان كوچيدهاند
گريه كن زيرا كه شبنم فاني است
هر گلي در معرض ويراني است
ما سر خود را اسيري ميبريم
ما جواني را به پيري ميبريم
زير گورستاني از برگ رزان
من بهاري مرده دارم اي خزان
زخم آن گل در تن من چاك شد
آن بهار مرده در من خاك شد
اي بهار گريهبار نااميد
اي گل مأيوس من ياس سپيد
شعر دوم:
جعد مشکین طره عنبر گشا دارد حسین
حُسن یکتا را ببین زلف دو تا دارد حسین
شورش امکان اگر طرح محیط دهر ریخت
بر دو عالم سایه بال هما دارد حسین
نیست بی عشق حسینی ذره ای در ذات دهر
در حقیقت تکیه بر ارض و سما دارد حسین
می کند هر قطره اش ایجاد گلزار شهید
دست همت بر سر شاه و گدا دارد حسین
ای طبیعت مردگان غوغای محشر بر کنید
چون به خاک قربتش آب شفا دارد حسین
جنس مردان خدا را از شهادت باک نیست
در کف پای جنون رنگ حنا دارد حسین
خیمه هل من معین را لشکر امداد کو؟
تا قیامت برکف بانگ رسا دارد حسین
عالم از اوغوطه در طوفان خون خواهد زدن
بحر اگر توفد به وسع دیده جا دارد حسین
سیر این وادی نما در خویشتن گر عارفی
خویشتن هم زانکه شوق کربلا دارد حسین
“احمد” از خُمخانه شاه شهیدان مست شد
بی دلان عشق را زیرا هوا دارد حسین
شعر سوم:
یاس بوی مهربانی میدهد
عطر دوران جوانی میدهد
یاسها یادآور پروانهاند
یاسها پیغمبران خانهاند
یاس ما را رو به پاكی میبرد
رو به عشقی اشتراكی میبرد
یاس در هر جا نوید آشتی است
یاس دامان سپید آشتی است
در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس
بر لبان ما كه میخندید؟ یاس
یاس یك شب را گل ایوان ماست
یاس تنها یك سحر مهمان ماست
بعد روی صبح پرپر میشود
راهی شبهای دیگر میشود
یاس مثل عطر پاك نیت است
یاس استنشاق معصومیت است
یاس را آیینهها رو كردهاند
یاس را پیغمبران بوییدهاند
یاس بوی حوض كوثر میدهد
عطر اخلاق پیمبر میدهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود
دانههای اشكش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه
میچكانید اشك حیدر را به چاه
عشق محزون علی یاس است و بس
چشم او یك چشمه الماس است و بس
اشك میریزد علی مانند رود
بر تن زهرا: گل یاس كبود
گریه آری چون ابر چمن
بر كبود یاس و سرخ و نسترن
گریه كن حیدر كه مقصد مشكل است
این جدایی از محمد مشكل است
گریه كن زیرا كه دخت آفتاب
بیخبر باید بخوابد در تراب
گریه كن زیرا كه گلها دیدهاند
یاسهای مهربان كوچیدهاند
گریه كن زیرا كه شبنم فانی است
هر گلی در معرض ویرانی است
ما سر خود را اسیری میبریم
ما جوانی را به پیری میبریم
زیر گورستانی از برگ رزان
من بهاری مرده دارم ای خزان
زخم آن گل در تن من چاك شد
آن بهار مرده در من خاك شد
ای بهار گریهبار ناامید
ای گل مأیوس من یاس سپید
واژگان کلیدی: اشعار احمد عزیزی،نمونه شعر احمد عزیزی،شاعر احمد عزیزی،شعرهای احمد عزیزی،شعری از احمد عزیزی،یک شعر از احمد عزیزی،شعر سنتی احمد عزیزی،مثنوی احمد عزیزی،مثنویات احمد عزیزی،مثنوی های احمد عزیزی،غزلی از احمد عزیزی،غزلیات زنده یاد احمد عزیزی،غزل های مرحوم احمد عزیز،شعری درباره ی حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها،مرثیه ای برای امام حسین علیه السلام،اشعار مذهبی احمد عزیزی،سروده های دینی و آیینی احمد عزیزی،شعری درباره امام حسین (ع)،مدح حضرت زهرا(س).





