اشعار زنبق سلیمان نژاد

اشعار زنبق سلیمان نژاد
شعر نخست :
آهنگ تند ثانیه ها شوم می شود
وقتی که دل به عشق تو محکوم می شود
روزی هزار بار مرا می دهد عذاب
اما عجیب پیش تو مظلوم می شود
هر کس که بیشتر به تو دل داده ، بیشتر
از نعمت نگاه تو محروم می شود
دیگر نفس نمی کشم از آسمان عشق
دارد هوای عاطفه مسموم می شود
ما را بکش ، نترس که دارد میان شهر
عاشق کشی به سبک تو مرسوم می شود
نفرین نمی کنم که قیامت به دست او
تکلیف چشم های تو معلوم می شود
در امتداد این همه یک روز بی صدا
این عشق دست و پا زده مرحوم می شود
شعر دوم :
تمام شب تو را مرور می کنم غزل غزل
چه شاعرانه عشق را کشیده ای تو در بغل
سکوت سر کشم پر از ترنم تو می شود
پر از صدای هق هق من و گلایه از اجل
پر از ترانه های ناسروده ای که دفن شد
کنار تو به زیر خاک های سرد و بی محل
چرا نمی رسی به واژه های مرده جان دهی
چرا به وعده ای که داده ای نمی کنی عمل ؟
پرنده وقت پر زدن نبود نه ، قبول کن
چه زود شوق زیستن به مرگ می شود بدل
چطور می شود قبول کرد چشم های تو ؟
چه تلخ می شود بدون آن دو کندوی عسل
دلم گرفته از تمام واژه های بی وفا
که بعد تو هنوز زنده اند توی این غزل
سکوت می کنم که بغض ها گره گشاترند
بیا به رسم دوستی به خواب هام لا اقل
شعر سوم :
صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
ای پرنده به کجا ؟ یک دو نفس صبر بکن
آسمان پای پرت پیر شود بعد برو
باش ، با دست خودت آینه را پاک بکن
نکند آینه دلگیر شود بعد برو
یک نفر حسرت لبخند تو را می بارد
خنده کن عشق نمک گیر شود بعد برو
تو اگر کوچ کنی بغض خدا می شکند
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو
خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد
باش تا خواب تو تعبیر شود بعد برو
اشعار سنتی – ادبستان شعر پارسی
شعر شاعران استان ایلام – ادبستان شعر پارسی
واژگان کلیدی : اشعار نمونه شعر شاعر شعرهای شعری از یک شعر از غزل غزلیات غزل های غزلی از شاعر ایلامی استان ایلام زن استان شاعره .






شعر “بعد برو” فوق العاده زیبا بود.
از داشتن چنین شعرایی بالنده ی شهر عزیزم ایلام به خودم میبالم.
بسیااااار عالی و دل انگیز
کتاب شمارو چندین بار خواندم ولی سیر نشدم
عین آب چشمه برای آدمی هلاکه