دم مرگ است و بازم دل بود در فکر یار خود
سحاب اصفهانی – غزل شماره 123 دم مرگ است و بازم دل بود در فکر یار خود اجل در کار خود مشغول و من در فکر کار خود همی خواند به عشق دیگرانم بی نیازی بین که صیادم به صیاد دگر بخشد شکار خود عنانم او کشد هر سوی و من از دست خود نالم … ادامه



