ز چشم غیر پوشیدم جمالش
سحاب اصفهانی – غزل شماره 207 ز چشم غیر پوشیدم جمالش نمیدانم چه سازم با خیالش به کویش زندگی چندان حرام است که خونم غیر اگر ریزد حلالش نویسم نامه و مرغی نبینم که بتوان بست این آتش به بالش دلم از همنشینت رشکها داشت کنون از رحم می سوزد به حالش به گلشن چون … ادامه



