چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند
خواجوی کرمانی – غزل شماره 323 چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند روز من بد روز را همچون شب تاری کند از خستگان دل می برد لیکن نمی دارد نگه سهل است دل بردن ولی باید که دلداری کند زینسان که من دنیا و دین در کار عشقش کرده ام یاری بود کو هر … ادامه



