ای درد تو درمان دل و رنج تو راحت
خواجوی کرمانی – غزل شماره 114 ای درد تو درمان دل و رنج تو راحت اشکم نمک آب و جگر خسته جراحت موج ار چه زند لاف تبحّر نزند دم با مردمک چشم من از علم سباحت یک دم نشود نقش تو از دیده ی ما دور زان رو که تویی گوهر دیای ملاحت دستی … ادامه



