
خواجوی کرمانی – غزل شماره 112
ای پیک صبا حال پریچهره ی ما چیست
وی مرغ سلیمان خبر آخر ز سبا چیست
در سلسله ی زلف سراسیمه ی لیلی
حال دل مجنون پراکنده ی ما چیست
بر خاک رهش سر بنهادیم ولیکن
سلطان خبرش نیست که احوال گدا چیست
با آنکه طبیب دل ریشست بگویید
کز درد بمردیم بفرما که دوا چیست
گر زانک نرنجیده ای از ما به خطایی
چین در خم ابروی تو ای ترک ختا چیست
چون دل ز پی ات رفت و خطا کرد سزا یافت
دزدیده اگر دیده تو را دید سزا چیست
گر تیغ زنی ور بنوازی به مرادت
دادیم رضا تا پس ازین حکم قضا چیست
دی نرگست از عربده می گفت که خواجو
کام دل یکتای تو زان زلف دو تا چیست
در حضرت سلطان چمن چون همه بادست
چندین همه آمد شدن پیک صبا چیست



