در آن ساعت که بر گرد تو ای خودکام میگردم
آذر بیگدلی – غزل شماره 124 در آن ساعت که بر گرد تو ای خودکام میگردم دعا میگویم و آماده ی دشنام میگردم کجا تاب شنیدن داری از قاصد پیامی را که من از گفتنش بیصبر و بیآرام میگردم؟ نمیآید اجل سوی من و میگوید این مسکین ز درد هجر خواهد مرد و من بدنام … ادامه



