کنم شبها ازین پس پاسبانی پاسبانش را
آذر بیگدلی – غزل شماره 4 کنم شبها ازین پس پاسبانی پاسبانش را نهان از من شبی بوسد مبادا آستانش را گذارم سر بپا، هر روز و هر شب پاسبانش را به این تقریب بوسم بلکه خاک آستانش را نیارم بی تو ماند و دید مجلس را، خوش آن بلبل که پیش از رفتن گل … ادامه



