چند روزی شد، که از من بیسبب رنجیدهای
آذر بیگدلی – غزل شماره 208 چند روزی شد، که از من بیسبب رنجیدهای بهر قتلم، با رقیبان مصلحتها دیدهای خجلتی داری، به سوی من نمیبینی مگر اینکه با خود دشمنت فهمیدهام، فهمیدهای؟ تا نماند از تو امیدی مرا، از غیر هم چند روزی از برای مصلحت رنجیدهای از محبت نیست مقصودت، فریب مردم است … ادامه



