بر آستان، مگرم پاسبان بگردانی

آذر بیگدلی – غزل شماره 198

بر آستان، مگرم پاسبان بگردانی

که راه غیر از آن آستان بگردانی

ز گلبنی، که گلش دیده باشی ای بلبل

خزان چو شد، ستم است آشیان بگردانی

سزای کشتنم، این بس بود که نعش مرا

پس از وفات، بر آن آستان بگردانی

ز من، به غیر مگر آن سخن که چون افتد

به من نگاه تو، باید زبان بگردانی

مکن ز بزم برونم، وگر کنی چه شود

مرا به گرد سر پاسبان بگردانی

به داغ عشق تو شادم، که کس نمیخردم

گرم به شهر پی امتحان بگردانی

روا مدار به آذر جفا چو نتوانی

که راه ناله ی او ز آسمان بگردانی

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها