نمی کنم گله، اما ز بی وفایی تو

آذر بیگدلی – غزل شماره 168

نمی کنم گله، اما ز بی وفایی تو

به آن رسیده که آسان شود جدایی تو

خدای داند و آن کز تو شد چو من نومید

که اعتماد نشاید بر آشنایی تو

ز خلف وعده، برندی چو من برآری نام

اگر چه شهره ی شهر است پارسایی تو

غمم فزود ز عذر تغافل تو، دریغ

که شد شکسته ترم دل ز مومیایی تو

ره خرابه ام، از دیگران مپرس و بیا

که میکند دل گمگشته رهنمایی تو

صبا، بگو به صباحی، که از نوای هزار

هزار بار مرا به سخن سرایی تو

ولی ز زلف عروسان طبع آذر نیز

دمد عبیر چو بیند گره گشایی تو

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها