ای به سیما، همان که می‌دانی

آذر بیگدلی – غزل شماره 202

ای به سیما، همان که می‌دانی

تو شهی، ما همان که می‌دانی

ز آستان تو، عاشقان رفتند

مانده بر جا همان که می‌دانی

کوهکن، جان ز شوق کند که داشت

کارفرما همان که می‌دانی

چون خرامان به گلشنت بیند

افتد از پا همان که می‌دانی

صبح نوروز، روی روشن تو

شام یلدا همان که می‌دانی

باشد آذر، که شاد بنشینم

یک نفس با همان که می‌دانی

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها