خو به جفا نگار من، کرده و بس نمی‌کند

آذر بیگدلی – غزل شماره 87

خو به جفا نگار من، کرده و بس نمی‌کند

یار کسی نمی‌شود، یاری کس نمی‌کند

سنگ جفای باغبان، موسم گل به گلستان

تا پر مرغ نشکند، یاد قفس نمی‌کند

در چمنی که می‌زند زاغ ترانه بر گلش

نیست عجب که بلبلش، نغمه هوس نمی‌کند

نقد دلم ز کف بری، جان دهی ام ز دلبری

آنچه تو دزد می‌کنی، هیچ عسس نمی‌کند

جذبه ی عشق می‌کشد، از پی ناقه قیس را

ورنه رفیق لیلیش بانگ جرس نمی‌کند

از سر کویت ای پسر، آذر زود رنج اگر

رخت برون کشد دگر، روی به پس نمی‌کند

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها