
آذر بیگدلی – غزل شماره 108
با مشک خطت، یاد ز عنبر نکند کس
با شهد لبت، میل به شکر نکند کس
فریاد، که چندان ز وفای تو بمردم
گفتم که کنون جور تو باور نکند کس
از گریه کنم گل همه شب خاک درت را
تا روز ز بیداد تو بر سر نکند کس
یکبار گذر کن به سر خاک شهیدان
تا دعوی خون در صف محشر نکند کس
آذر! ز وفا گشته سگش با تو برابر
شه را به گدا گر چه برابر نکند کس