از خنده چه آلوده شود لب به عتابت
آذر بیگدلی – غزل شماره 16 از خنده چه آلوده شود لب به عتابت زهر از شکرت میچکد و آتش از آبت از قتل من بیگنه، ای شوخ بپرهیز کان نیست گناهی که نویسند ثوابت حاجب ندهد راهم و خواهم که نهانی گویم به تو حرفی و برآرم ز حجابت آخر چه به ویرانی دل … ادامه



