از خنده چه آلوده شود لب به عتابت - ادبستان شعر پارسی % %

از خنده چه آلوده شود لب به عتابت

آذر بیگدلی – غزل شماره 16

از خنده چه آلوده شود لب به عتابت

زهر از شکرت میچکد و آتش از آبت

از قتل من بیگنه، ای شوخ بپرهیز

کان نیست گناهی که نویسند ثوابت

حاجب ندهد راهم و خواهم که نهانی

گویم به تو حرفی و برآرم ز حجابت

آخر چه به ویرانی دل اینهمه کوشی؟

جز دل نبود خانه ای، ای خانه خرابت

از خون اسیران، چو کشی جام و شوی مست

جز مرغ دل سوختگان نیست کبابت

تا روز گذاریم به زانو سر و از غم

خوابی نه شب هجر، که بینیم به خوابت

آذر بحلت کرد، مگر چند توان گفت

در روز حساب از غم بیرون ز حسابت؟

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤