منت جفا ز وفا برگزیده آمده ام

آذر بیگدلی – غزل شماره 119

منت جفا ز وفا برگزیده آمده ام

تو را گمان که وفایت شنیده آمده ام

مرا چه بیم ز کشتن دهی که من خود را

بر آستانه ی تو کشته دیده آمده ام

ز دست من چه کشی دامن؟ این همان دست است

که من ز دامن خوبان کشیده آمده ام

در قفس به رخ من مبند؛ آن مرغم

که فصل گل، ز گلستان پریده آمده ام

مرا به گوشه ی چشمی نمی نوازی و من

ز جلوه گاه غزالان رمیده آمده ام

به لب نمیرسدت خنده بر من، این ظلم است

که جان ز شوق تو بر لب رسیده آمده ام

مپوش چاک گریبان ز من، که من همه جا

به این امید گریبان دریده آمده ام

شنیده ام ز ستم کشته ای تو آذر را

ز اضطراب دلم آرمیده آمده ام

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها