در قفس خود را به یاد آشیان انداختم

آذر بیگدلی – غزل شماره 120

در قفس خود را به یاد آشیان انداختم

ناله سر کردم که آتش در جهان انداختم

با کمال ناامیدی، حرف وصل یار را

آنقدر گفتم، که خود را در گمان انداختم

مطرب از فرهاد و مجنون، حرف عشقی میزند

من هم از خود داستانی در میان انداختم

ترک مطلب تا نکردم، ناله تأثیری نکرد

چشم پوشیدم، خدنگی بر نشان انداختم

وای بر حال ملایک امشب آذر کز غمش

ناوک آهی به سوی آسمان انداختم

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها