
آذر بیگدلی – غزل شماره 172
بوی گل آورد باد، باده ی گلرنگ کو؟
منطق بلبل گشاد، چنگ خوش آهنگ کو؟
آه ز تلخی کام، آن لب شیرین کجاست؟
داد ز تنگی دل، آن دهن تنگ کو؟
سوخت ز مشکم دماغ، موی تو را خون چه شد؟
زد گلم آتش به باغ، خوی تو را جنگ کو؟
گر نه رهت بسته اند، پای تو در گل چراست؟
گر نه دلت برده اند، روی تو را رنگ کو؟
اهل دل، آذر دوان دلشکنان را ز پی
بر سر هم ریخته است شیشه بگو سنگ کو؟