در رهِ پر خطرِ عشقِ بتان بیمِ سر است
وحشی بافقی- غزل شماره 37 در رهِ پر خطرِ عشقِ بتان بیمِ سر است بر حذر باش در این راه که سر در خطر است پیش از آنروز که میرم جگرم را بشکاف تا ببینی که چه خون ها ز توام در جگر است چه کنم با دلِ خودکامِ بلا دوست که او می … ادامه



