کسی خود جان نَبُرد از شیوهٔ چشم فسون سازت - ادبستان شعر پارسی % %

کسی خود جان نَبُرد از شیوهٔ چشم فسون سازت

وحشی بافقی- غزل شماره 33 

کسی خود جان نَبُرد از شیوهٔ چشم فسون سازت

دگر قصد که داری ای جهانی کشتهٔ نازت

نمی‌دانم که باز ای ابرِ رحمت بر که می‌باری

که بینم در کمینگاهِ نظر صد ناوک اندازت

همایِ دولتی تا سایه بر بام که اندازی

خوشا بختِ بلندی را که سویِ اوست پروازت

چه گفتم ، اَلّه ،اَلّه آن چنان سرکش نیفتادی

که آساید کسی در سایهٔ سروِ سرافرازت

من آن روز آستان بوسیدم و بار سفر بستم

که سر درخانهٔ جان کرد عشقِ خانه پردازت

ز وحشی فاش شد رازی که حسنت داشت پنهانی

بکش او را که اشک و آه او کردند غمّازت

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤