تند سویم به غضب دید که برخیز و برو - ادبستان شعر پارسی % %

تند سویم به غضب دید که برخیز و برو

وحشی بافقی- غزل شماره 361

تند سویم به غضب دید که برخیز و برو

خَسَکم در ته پا ریخت که بگریز و برو

چیست گفتم: گنهم؟ دست به خنجر زد و گفت:

پیش از آن دم که شوی کشته بپرهیز و برو

پیش رفتم که بکش دستِ من و دامن تو

گرم شد کاتش من باز مکن تیز و برو

می‌نشستم که مگر خارِ غم از پا بکشم

داد دشنام که تقریب مینگیز و برو

وحشی این دیده که گردید همه اشکِ امید

آبِ حسرت کن و از دیده فرو ریز و برو

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤