یاد او کردم، ز جان صد آه درد آلود خاست - ادبستان شعر پارسی % %

یاد او کردم، ز جان صد آه درد آلود خاست

وحشی بافقی- غزل شماره 35 

یاد او کردم، ز جان صد آه درد آلود خاست

خویِ گرمش در دلم بگذشت و از دل دود خاست

چون نفس امشب فرو بردم جدا از صبحِ وصل

کز سرِ بالین من آن سست پیمان زود خاست

دوش در مجلس به بویِ زلف او آهی زدم

آتشی افتاد در مِجْمَر که دود از عود خاست

از سرودِ درد من در بزم او افتاد شور

نی ز درد من بنالید و فغان از رود خاست

گر چه وحشی خاک شد بنشست همچون گردباد

از زمین دیگر به عزم کعبهٔ مقصود خاست

 

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤