بایگانی‌های حضرت محمد ص - صفحه 2 از 3 - ادبستان شعر پارسی

چنین گفت آن سخن پرداز شبخیز

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 145 در خواب دیدن خسرو پیغمبر اکرم(ص) را چنین گفت آن سخن پرداز شبخیز کزان آمد خلل در کار پرویز که از شبها شبی روشن چو مهتاب جمال مصطفی را دید در خواب خرامان گشته بر تازی سمندی مسلسل کرده گیسو چون کمندی به چربی گفت با … ادامه

سخن چون شد به معصومان حوالت

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 131 در نبوت پیغمبر اکرم (ص) سخن چون شد به معصومان حوالت ملک پرسیدش از تاج رسالت که شخصی در عرب دعوی کند کیست؟ به نسبت دین او با دین ما چیست؟ جوابش داد کان حرف الهی برون است از سپیدی و سیاهی به گنبد در کنند … ادامه

محمد کآفرینش هست خاکش

نظامی گنجوی – خسرو و شیرین – شماره 5 در نعت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم محمد کآفرینش هست خاکش هزاران آفرین بر جان پاکش چراغ‌افروز چشم اهل بینش طراز کارگاه آفرینش سر و سرهنگ میدان وفا را سپهسالار و سر خیل انبیا را مرقع بر کش نر ماده‌ای چند شفاعت‌خواه کار افتاده‌ای چند … ادامه

شبی کآسمان مجلس افروز کرد

نظامی گنجوی – اسکندر نامه – شرف نامه – شماره 4 در معراج پیغمبر اکرم (ص) شبی کآسمان مجلس افروز کرد شب از روشنی دعوی روز کرد سراپرده ی هفت سلطان سریر برآموده گوهر به چینی حریر سرسبزپوشان باغ بهشت به سرسبزی آراسته کار و کشت محمد که سلطان این مهد بود ز چندین خلیفه … ادامه

محمد که بی‌دعوی تخت و تاج

نظامی گنجوی – اسکندر نامه – اقبال نامه – شماره 3 در نعت پیغمبر اکرم(ص) محمد که بی‌دعوی تخت و تاج ز شاهان به شمشیر بستد خراج غلط گفتم آن شاه سدره سریر که هم تاجور بود و هم تخت گیر تنش محرم تخت افلاک بود سرش صاحب تاج لولاک بود فرشته نمودار ایزد شناس … ادامه

ای شاه عرب میر عجم سرور اعلی

مخفی بدخشی – غزل شماره 2 نعت سید المرسلین ص ای شاه عرب میر عجم سرور اعلی معراج تو بگذشت ز قوسین او ادنی شاهان همه بر درگه تو همچو گدایند ازبهر تو آراسته شد دنیی و عقبی در بیعت حکم تو بود مشرق ومغرب فرمانبر شرعت ز سمک تا به ثریا بر چشم کنند … ادامه

نادمت اهل الحمی یوما بذی سلم

هاتف اصفهانی – سایر اشعار شماره 15 فی مدیح الرسول صلی الله علیه و آله و سلم نادمت اهل الحمی یوما بذی سلم فارفتهم و ندیمی بعدهم ندم عاشرتهم غانما بالطیب و الطرب هاجرتهم نادما بالهم و السدم اصبحت من وصلهم فی‌الروح و الفرح امسیت من هجرهم فی‌الضر و السقم فی ربعهم عشت ملتذا بصحبتهم … ادامه

دارنده ی گردون و نگارنده ی اختر

قوامی رازی – شعر شماره 119 در توحید و مناجات و منقبت پیغمبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و مدح منتجب الدین حسین بن ابوسعد ورامینی (ره) گوید دارنده ی گردون و نگارنده ی اختر جان پرور و دارای جهان اعظم و اکبر فردی صمدی لم یلدی راه نمایی یکی نه چو هر یک همه ای … ادامه

جز آفریدگار جهان آفریده نیست

قوامی رازی – شعر شماره 118 ترکیب بندی است که در توحید و زهد و پند و منقبت پیغمبر ص و امیرالمؤمنین ع و شیعیانش گفته جز آفریدگار جهان آفریده نیست بشنو که کس چنین سخن از کس شنیده نیست تا زنده ام جز این نرود بر زبان من زیرا که کس مرا جز ازو … ادامه

بدان خدای که جان آفرید و روزی داد

قوامی رازی – شعر شماره 117 از ترکیب بندی است در توحید و مناجات و پند و موعظت و منقبت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بدان خدای که جان آفرید و روزی داد که در نبست دری تا دری دگر نگشاد ز امر او به تن مرده جان زنده رسید ز … ادامه

هر که زین در نشانه ای یابد

قوامی رازی – شعر شماره 111 در مدح خاتم الانبیاء ص و اهل بیت و اصحاب او و موعظت و نصیحت گوید هر که زین در نشانه ای یابد چون شود بی نشان نشان او راست گرتو جویی عیار این ابرار از در مصطفات آید راست چنگ در دامن محمد زن گر تو را عزم … ادامه

شبی نور پرور سپهر برین

آذر بیگدلی

آذر بیگدلی – مثنوی شماره 5 در کیفیت معراج رفتن آن جناب افضل التحیه و الثنا شبی نور پرور سپهر برین نه از ماه از نور ماه آفرین فروزانتر از روز روشن شبی که میتافت چون مهر هر کوکبی چو رخسار لیلی فروزنده لیل درخشان نجوم از سها تا سهیل به تکبیر برداشته چون سروش … ادامه