بایگانی‌های مجموعه اشعار قوامی - ادبستان شعر پارسی

بس مبارک بود چو فرّ همای

قوامی رازی – شعر شماره 120 در توحید و مناجات گوید بس مبارک بود چو فرّ همای اول کارها به نام خدای ذوالجلالی که پیک درگهش اند ماه و خورشید آسمان فرسای آنکه اندر خزان قدرت اوست باد بر شاخ زعفران آلای آنکه اندر بهار حکمت اوست ابر در بوستان کهن پیرای او پدید آورید … ادامه

دارنده ی گردون و نگارنده ی اختر

قوامی رازی – شعر شماره 119 در توحید و مناجات و منقبت پیغمبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و مدح منتجب الدین حسین بن ابوسعد ورامینی (ره) گوید دارنده ی گردون و نگارنده ی اختر جان پرور و دارای جهان اعظم و اکبر فردی صمدی لم یلدی راه نمایی یکی نه چو هر یک همه ای … ادامه

جز آفریدگار جهان آفریده نیست

قوامی رازی – شعر شماره 118 ترکیب بندی است که در توحید و زهد و پند و منقبت پیغمبر ص و امیرالمؤمنین ع و شیعیانش گفته جز آفریدگار جهان آفریده نیست بشنو که کس چنین سخن از کس شنیده نیست تا زنده ام جز این نرود بر زبان من زیرا که کس مرا جز ازو … ادامه

بدان خدای که جان آفرید و روزی داد

قوامی رازی – شعر شماره 117 از ترکیب بندی است در توحید و مناجات و پند و موعظت و منقبت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بدان خدای که جان آفرید و روزی داد که در نبست دری تا دری دگر نگشاد ز امر او به تن مرده جان زنده رسید ز … ادامه

مدبری ملکی بر جهان جهانبان است

قوامی رازی – شعر شماره 116 در ستایش و توحید خدای تعالی و در موعظت و نصیحت و مدح قطب الدین ابومنصور مظفربن اردشیر واعظ مروزی معروف به امیر عبادی گوید مدبری ملکی بر جهان جهانبان است که هر چه گویی از او صد هزار چندان است احد صفت صمدی لم یلد و لم یولد … ادامه

چو صاحب شریعت پس از کردگار

قوامی رازی – شعر شماره 115 در منقبت امیرالمؤمنین علی و یازده فرزند معصوم او علیهم السلام و مدح نقیب النقباء ری شرف الدین مرتضی رحمة الله علیه گوید چو صاحب شریعت پس از کردگار ثناگوی بر صاحب ذوالفقار سپهدار اسلام شیر خدای امیر عرب سید بردبار گزارنده در یاری شرع تیغ برآرنده از بت … ادامه

ای از خدا عزوجل بر تو آفرین

قوامی رازی – شعر شماره 114 در توحید و پند و زهد گوید ای از خدا عزوجل بر تو آفرین ناآفریده چون تو دگر گیتی آفرین آن را کن آفرین که جهان را بیافرید تاباشد از ملائکه بر جانت آفرین آن پادشا که حلقه ی درگاه ملک او هفصد هزار بار به از چرخ هفتمین … ادامه

خداوندی ست عالم را جهان آرای و گیتی بان

قوامی رازی – شعر شماره 113 در تفکر در آثار قدرت خدای تعالی و در موعظت و نصیحت گوید خداوندی ست عالم را جهان آرای و گیتی بان که عالم را همی دارد نگاری چون نگارستان نگه دارنده ی خلقان؛ پدید آرنده ی گیتی که رحمتهاش بی حد است و نعمتهاش بی پایان جهانداری که … ادامه

تا کی از هزل و هوس دنبال شیطان داشتن

قوامی رازی – شعر شماره 112 در موعظت و نصیحت و حقانیت مذهب اثنا عشری گوید تا کی از هزل و هوس دنبال شیطان داشتن اعتقاد اهرمن در حق یزدان داشتن در وفای فتنه گوش عافیت برپیختن در هوای نفس چشم عقل حیران داشتن از عمارت کردن بیهوده در کوی هوس خانه ی شهوت به … ادامه

هر که زین در نشانه ای یابد

قوامی رازی – شعر شماره 111 در مدح خاتم الانبیاء ص و اهل بیت و اصحاب او و موعظت و نصیحت گوید هر که زین در نشانه ای یابد چون شود بی نشان نشان او راست گرتو جویی عیار این ابرار از در مصطفات آید راست چنگ در دامن محمد زن گر تو را عزم … ادامه

روز دهم ز ماه محرم به کربلا

قوامی رازی – شعر شماره 110 در مرثیت سیدالشهدا علیه السلام و ذکر مصائب آن حضرت و اهل بیت او گوید روز دهم ز ماه محرم به کربلا ظلمی صریح رفت بر اولاد مصطفی هرگز مباد روز چو عاشور در جهان کان روز بود قتل شهیدان به کربلا آن تشنگان آل محمد اسیروار بر دشت … ادامه

چهار دار امام ای پسر ولی سه چهار

قوامی رازی – شعر شماره 109 در عدل خدای تعالی و امامت ائمه اثنی عشر علیهم السلام و موعظت و نصیحت و مدح نقیب النقباء ری شرف الدین مرتضی گوید چهار دار امام ای پسر ولی سه چهار کزین دوازده یابی بهشت جنت بار من از دوازده نازم تو از چهار ای دوست کنون ببایدمان … ادامه