
سعدی-غزل شماره 643
پاکیزه روی را که بود پاکدامنی
تاریکی از وجود بشوید به روشنی
گر شهوت از خیال دماغت به در رود
شاهد بود هر آنچه نظر بر وی افکنی
ذوق سماع مجلس انست به گوش دل
وقتی رسد که گوش طبیعت بیا کنی
بسیار برنیاید، شهوت پرست را
کش دوستی شود متبدل به دشمنی
خواهی که پای بسته نگردی به دام دل
با مرغ شوخ دیده مکن همنشیمنی
شاخی که سر به خانهٔ همسایه میبرد
تلخی برآورد مگرش بیخ برکنی
زنهار گفتمت قدم معصیت مرو
ورنه نزیبدت که دم معرفت زنی
سعدی هنر نه پنجهٔ مردم شکستن است
مردی درست باشی اگر نفس بشکنی
معنی بیتهای شعر
پاکیزه روی را که بود پاکدامنی
تاریکی از وجود بشوید به روشنی
چهرهٔ پاک و پاکدامنی، تاریکی و آلودگی را از وجود انسان میزداید و آن را با روشنایی و پاکی جایگزین میکند.
گر شهوت از خیال دماغت به در رود
شاهد بود هر آنچه نظر بر وی افکنی
اگر هوس و شهوت از اندیشهات بیرون رود، هر چیزی که به آن نگاه کنی برایت زیبا و دلانگیز خواهد بود.
ذوق سماع مجلس انست به گوش دل
وقتی رسد که گوش طبیعت بیا کنی
لذت شنیدن مجالس انس و معنویت با گوش دل زمانی نصیبت میشود که گوش نفس و طبیعت مادی را فروببندی.
بسیار برنیاید، شهوت پرست را
کش دوستی شود متبدل به دشمنی
عمر و کار شهوتپرست چندان دوام نمییابد؛ زیرا دوستی او بهسرعت به دشمنی تبدیل میشود.
خواهی که پای بسته نگردی به دام دل
با مرغ شوخ دیده مکن همنشینی
اگر میخواهی در دام عشق گرفتار نشوی، با زیباروی سبکچشم و دلربا همنشین مشو.
شاخی که سر به خانهٔ همسایه میبرد
تلخی برآورد مگرش بیخ برکنی
شاخهای که به خانهٔ همسایه سرک میکشد، جز میوهٔ تلخ بار نمیآورد؛ مگر آنکه آن را از ریشه برکنی.
زنهار گفتمت قدم معصیت مرو
ورنه نزیبدت که دم معرفت زنی
به تو هشدار دادم که در راه گناه قدم نگذاری؛ وگرنه شایسته نیست که از معرفت و خداشناسی سخن بگویی.
سعدی هنر نه پنجهٔ مردم شکستن است
مردی درست باشی اگر نفس بشکنی
ای سعدی، هنر و مردانگی در زورگویی و شکست دادن مردم نیست؛ اگر بتوانی نفس سرکش و خواهشهای نفسانی خود را مهار کنی، مردی راستین و کامل هستی.
تفسیر کلی
سعدی در این غزل پاکدامنی و پالایش درون را سرچشمه روشنایی و نیکبینی انسان میداند. او میگوید اگر آدمی از بند شهوت و خواهشهای نفسانی رها شود، جهان را با نگاهی پاک میبیند و هر منظرهای برایش جلوهای از زیبایی و حقیقت خواهد داشت. درک لذت معنوی و شنیدن نوای دل نیز زمانی ممکن میشود که گوش جان از هیاهوی طبیعت و تعلقات مادی فراتر رود. در پایان، شاعر هشدار میدهد که شهوتپرستی سرانجام دوستی را به دشمنی بدل میکند و انسان را از محبت راستین دور میسازد.
نتیجهگیری
سعدی پاکدامنی، رهایی از شهوت و شنیدن با گوش دل را راه رسیدن به روشنایی و حقیقت میداند و هشدار میدهد که دلبستگی افراطی سرانجام دوستی را به دشمنی بدل میکند.



