تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری همراه با معنی و تفسیر

تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری

سعدی-غزل شماره 609

 

تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری

که جمال سرو بستان و کمال ماه داری

در کس نمی‌گشایم که به خاطرم درآید

تو به اندرون جان آی که جایگاه داری

ملکی مهی ندانم به چه کنیتت بخوانم

به کدام جنس گویم که تو اشتباه داری

بر کس نمی‌توانم به شکایت از تو رفتن

که قبول و قوتت هست و جمال و جاه داری

گل بوستان رویت چو شقایق است لیکن

چه کنم به سرخ رویی که دلی سیاه داری

چه خطای بنده دیدی که خلاف عهد کردی

مگر آن که ما ضعیفیم و تو دستگاه داری

نه کمال حسن باشد ترشی و روی شیرین

همه بد مکن که مردم همه نیکخواه داری

تو جفا کنی و صولت دگران دعای دولت

چه کنند از این لطافت که تو پادشاه داری

به یکی لطیفه گفتی ببرم هزار دل را

نه چنان لطیف باشد که دلی نگاه داری

به خدای اگر چو سعدی برود دلت به راهی

همه شب چنو نخسبی و نظر به راه داری

 

معنی بیت‌های شعر

تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری
که جمال سرو بستان و کمال ماه داری

اگر ادعا کنی که زیبا هستی، برای اثبات سخنت گواه داری؛ زیرا زیبایی و تناسب سرو باغ و کمال و درخشندگی ماه را داری.

در کس نمی‌گشایم که به خاطرم درآید
تو به اندرون جان آی که جایگاه داری

درِ دل خود را به روی هیچ‌کس نمی‌گشایم تا به خاطرم راه یابد؛ اما تو به ژرفای جانم وارد شو، زیرا در آنجا جایگاهی ویژه داری.

ملکی مهی ندانم به چه کنیتت بخوانم
به کدام جنس گویم که تو اشتباه داری

تو هم فرشته‌ای و هم ماه‌روی؛ نمی‌دانم تو را با چه نام و عنوانی بخوانم و تو را از کدام جنس بدانم، زیرا در زیبایی بی‌همتایی.

بر کس نمی‌توانم به شکایت از تو رفتن
که قبول و قوتت هست و جمال و جاه داری

نمی‌توانم نزد کسی از تو شکایت کنم؛ زیرا هم محبوب و بانفوذی، هم توان و زیبایی و مقام داری.

گل بوستان رویت چو شقایق است لیکن
چه کنم به سرخ رویی که دلی سیاه داری

چهره‌ات مانند شقایق سرخ و زیباست؛ اما از این سرخی چه سود، وقتی دل سیاه و بی‌مهری داری؟

چه خطای بنده دیدی که خلاف عهد کردی
مگر آن که ما ضعیفیم و تو دستگاه داری

از من چه خطایی دیدی که پیمانت را شکستی؟ شاید دلیلش این باشد که ما ناتوانیم و تو قدرت و دستگاه فراوان داری.

نه کمال حسن باشد ترشی و روی شیرین
همه بد مکن که مردم همه نیکخواه داری

ترش‌رویی و بدرفتاری با وجود چهره‌ای شیرین، نشانهٔ کمال زیبایی نیست. همه‌جا بدی نکن، زیرا اطراف تو مردمی هستند که خیرخواه توأند.

تو جفا کنی و صولت دگران دعای دولت
چه کنند از این لطافت که تو پادشاه داری

تو به عاشقان ستم می‌کنی و دیگران در برابر شکوه و قدرتت برای دوام دولتت دعا می‌کنند؛ با این همه نازکی و ظرافتی که در رفتار یک پادشاه داری، با آنان چه می‌توان کرد؟

به یکی لطیفه گفتی ببرم هزار دل را
نه چنان لطیف باشد که دلی نگاه داری

با یک سخن شیرین می‌گویی که می‌توانم هزار دل را به دست آورم؛ اما آن‌قدر مهربان و باوفا نیستی که حتی یک دل را برای خود نگه داری.

به خدای اگر چو سعدی برود دلت به راهی
همه شب چنو نخسبی و نظر به راه داری

به خدا سوگند، اگر دل تو نیز مانند دل سعدی گرفتار عشق شود، دیگر تمام شب آرام نمی‌خوابی و چشم‌انتظار آمدن یار به راه می‌مانی.

معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤