ای شکل و شمایلت چو شعرم موزون
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 347 ای شکل و شمایلت چو شعرم موزون وی حسن رخت چو مهر من روز افزون زنگی شکر فروش خالت مقبل هندوی عبیر سای زلفت میمون
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 347 ای شکل و شمایلت چو شعرم موزون وی حسن رخت چو مهر من روز افزون زنگی شکر فروش خالت مقبل هندوی عبیر سای زلفت میمون
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 346 ای دیده ی تو آب حیا را شده عین در کوره ی اسلام تویی نقدی عین چون شد به دو نور دیده چشمت روشن آمد لقبت ز آسمان ذی النورین
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 345 ای دل طلب درد کن و درمان بین در عالم جان نه قدم و جانان بین بگذر ز حجاب کفر و ایمان آنگاه در صورت کفر معنی ایمان بین
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 344 ای دل دو جهان به دیده ی جان می بین پیدا بگشا دیده و پنهان می بین تا صورت جان در رخ جانان بینی در آینه ی جان رخ جانان می بین
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 343 ای دل چو به نامه می دهی شرح جنون کلک از مژه آورد سیاهی از خون با خامه از آن رو که زبانش سیه است بسیار سخن مگو که نبود میمون
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 342 ای پایه ی قدر تو ز ادراک برون و اقبال تو همچو ماه نو روزافزون احکام همایون امیرت فرّخ تشریف مبارک وزیرت میمون
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 341 آن کس ز ختاست اصل و ابرو از چین چون نافه شکم دریده باد از سر کین چون شمع دمی در نفس باز پسین یا رب منشیناد کسش بر بالین
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 340 آن سرو سهی چو خیمه می زد بیرون می کرد سمن برگ ز نرگس گلگون ابروش به شکل نون و چشم سیهش در بحر فتاده بود همچون ذوالنون
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 339 هر لحظه کمان ابروان زه میکن در خسته دلان نگاه ازین به میکن ای سیب زنخ گرت مجالی باشد بر یاد رخم نظر درین به میکن
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 338 هر لحظه شکن بر شکن مو مفکن وان زلف شکن باز بر رو مفکن بر خاطرت ار ز ما غباری بنشست از بهر خدا گره بر ابرو مفکن
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 337 ای شعر خوشت نتیجه ی جان سخن الفاظ صحیح توست برهان سخن یک بیت ز اشعار تو چون کشف شود روشن گردد ظاهر و پنهان سخن
خواجوی کرمانی – رباعی شماره 336 ای دل، دل ازین روزن شش سو برکن وز هفت حضیره رخت بیرون افکن غوّاص قدم بین که به بازار حدوث هر دم گهری برآرد از بحر سخن