چو عکس روی تو در ساغر شراب افتاد
خواجوی کرمانی – غزل شماره 239 چو عکس روی تو در ساغر شراب افتاد چه جای تاب که آتش در آفتاب افتاد به جام باده کنون دست می پرستان گیر چرا که کشتی دریا کشان در آب افتاد بسی به کوی خرابات بیخود افتادند ولی که دید که چون من کسی خراب افتاد چو کرد … ادامه



