بایگانی‌های غزلیات مشکوک حافظ - ادبستان شعر پارسی

گر زلف پریشانت در دست صبا افتد (معنی+تفسیر)

گر زلف پریشانت در دست صبا افتد حافظ-غزل مشکوک شماره 22   گر زلف پریشانت در دست صبا افتد هرجا که دلی باشد در دام بلا افتد ما کشتی صبر خود در بحر غم افکندیم تا آخر از این طوفان هر تخته کجا افتد هر کس به تمنایی فال از رخ او گیرند بر تخته … ادامه

مطرب خوش نوا بگو تازه به تازه نو به نو (معنی+تفسیر)

مطرب خوش نوا بگو تازه به تازه نو به نو حافظ-غزل مشکوک شماره 21   مطرب خوش نوا بگو تازه به تازه نو به نو باده ی دلگشا بجو تازه به تازه نو به نو با صنمی چو لعبتی خوش بنشین به خلوتی بوسه ستان به آرزو تازه به تازه نو به نو بر ز … ادامه

دوشینه من پنهان ‌شدم در قصر جانان شیکنک (معنی+تفسیر)

دوشینه من پنهان ‌شدم در قصر جانان شیکنک حافظ-غزل مشکوک شماره 20   دوشینه من پنهان ‌شدم در قصر جانان شیکنک نرمک نهادم پای را رفتم به ایوان شیکنک دیدم نگار نازنین بر تخت زر در خواب خوش من از نهیب بیم او چون بید لرزان شیکنک کردم دو انگشتان دراز آهستهک آهستهک برداشتم برقع … ادامه

ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده (معنی+تفسیر)

ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده حافظ-غزل مشکوک شماره 19   ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده خوش‌تر ز چشم مستت چشم جهان ندیده همچون تو نازنینی سر تا قدم لطافت گیتی نشان نداده ، ایزد نیافریده هر زاهدی که دیده یاقوت جان فزایش سجاده ترک کرده پیمانه درکشیده بر چهره بخت نیکت … ادامه

ای در چمن خوبی رویت چو گل خودرو (معنی+تفسیر)

ای در چمن خوبی رویت چو گل خودرو حافظ-غزل مشکوک شماره 18   ای در چمن خوبی رویت چو گل خودرو چین شکن زلفت چون نافه ی چین خوش بو ماه است رخت یا روز، مشک است خطت یا شب سیم است برت یا عاج ، سنگ است دلت یا رو لعلت به در دندان … ادامه

روز عید است و من امروز در آن تدبیرم (معنی+تفسیر)

روز عید است و من امروز در آن تدبیرم حافظ-غزل مشکوک شماره 17   روز عید است و من امروز در آن تدبیرم که دهم حاصل سی‌روزه و ساغر گیرم چند روزی ست که دورم ز رخ ساقی و جام بس خجالت که به روی آمد ازین تقصیرم من به خلوت ننشینم پس از این … ادامه

رهروان را عشق بس باشد دلیل (معنی+تفسیر)

رهروان را عشق بس باشد دلیل حافظ-غزل مشکوک شماره 16   رهروان را عشق بس باشد دلیل آب چشم اندر رهش کردم سبیل موج اشک ما کی آرد در حساب آن که کشتی راند بر خون قتیل بی می و مطرب به فردوسم مخوان راحتی فی الراح لا فی السلسبیل اختیاری نیست بدنامی من ضلنی … ادامه

به جد و جهد چو کاری نمی رود از پیش (معنی+تفسیر)

به جد و جهد چو کاری نمی رود از پیش حافظ-غزل مشکوک شماره 15   به جد و جهد چو کاری نمی رود از پیش به کردگار رها کرده به مصالح خویش به پادشاهی عالم فرو نیارد سر اگر ز سر قناعت خبر شود درویش بنوش باده که قسام صنع قسمت کرد در آفرینش از … ادامه

جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس (معنی+تفسیر)

جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس حافظ-غزل مشکوک شماره 14   جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس حال شکستگان کمند بلا مپرس یاران شهر خویش و غلامان خود مجوی بیگانه گرد و قصه ی هیچ آشنا مپرس نقش حقوق خدمت و اخلاص بندگی از لوح سینه پاک کن و … ادامه

صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز (معنی+تفسیر)

صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز حافظ-غزل مشکوک شماره 13   صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز کجاست بلبل خوشگوی ، گو برآر آواز چه حلقه‌ها که زدم بر در دل از سر سوز به بوی روز وصال تو در شبان دراز دلا ز هجر مکن ناله زان که در عالم … ادامه

دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر (معنی+تفسیر)

دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر حافظ-غزل مشکوک شماره 12   دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر تو نیز ای دیده خوابی کن مراد دل برآر آخر منم یا رب که جانان را ز ساعد بوسه می‌چینم دعای صبحدم دیدی که چون آمد به کار آخر مراد دنیی و … ادامه

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید (معنی+تفسیر)

مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید حافظ-غزل مشکوک شماره 11   مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌آید از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش زده‌ام فالی و فریادرسی می‌آید زآتش وادی ایمن نه منم خرم و بس موسی آنجا به امید قبسی می‌آید هیچ … ادامه