دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر (معنی+تفسیر) - ادبستان شعر پارسی

دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر (معنی+تفسیر)

دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر


حافظ-غزل مشکوک شماره 12

 

دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر

تو نیز ای دیده خوابی کن مراد دل برآر آخر

منم یا رب که جانان را ز ساعد بوسه می‌چینم

دعای صبحدم دیدی که چون آمد به کار آخر

مراد دنیی و عقبی به من بخشید روزی‌بخش

به گوشم قول جنگ اول به دستم زلف یار آخر

چو باد از خرمن دونان ربودن خوشه‌ای تا چند

ز همت توشه‌ای بردار و خود تخمی بکار آخر

نگارستان چین دانم نخواهد شد سرایت لیک

به نوک کلک رنگ‌آمیز نقشی می‌نگار آخر

دلا در ملک شبخیزی گر از اندوه نگریزی

دم صبحت بشارت ها بیارد زآن دیار آخر

بتی چون ماه زانو زد میی چون لعل پیش آورد

تو گویی تائبم حافظ ز ساقی شرم دار آخر

 


معنی بیت های نخستین

۱. دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر / تو نیز ای دیده خوابی کن مراد دل برآر آخر:
ای دل، تا کی از چشمانم خون می‌ریزی؟ شرم کن! و تو ای چشم، کمی بخواب تا آرزوی دلت برآورده شود. حافظ با این استفهام انکاری، از بی‌تابی دل و چشم در فراق یار شکایت می‌کند و طلب آرامش می‌نماید.

۲. منم یا رب که جانان را ز ساعد بوسه می‌چینم / دعای صبحدم دیدی که چون آمد به کار آخر:
خدایا! آیا من همان کسم که از بازوی جانان بوسه می‌چینم؟ آن دعای سحری را دیدی که چگونه به اجابت رسید؟ این بیت شکرانهٔ استجابت دعا و توصیف لحظات ناب وصال است.

۳. مراد دنیی و عقبی به من بخشید روزی‌بخش / به گوشم قول جنگ اول به دستم زلف یار آخر:
ای روزی‌دهنده، هم خواسته‌های دنیا و هم آخرت را به من عطا کن: در گوشم نوای “لا حول” و در دستم گیسوی یار. حافظ در اینجا تلفیق ظریفی از ذکر الهی و عشق زمینی را بیان می‌کند.

۴. چو باد از خرمن دونان ربودن خوشه‌ای تا چند / ز همت توشه‌ای بردار و خود تخمی بکار آخر:
تا کی مانند باد، دانه‌ای از خرمن مردم پست بربایی؟ کمی از همت استفاده کن و خود بذری بکار. شاعر در این بیت پند اخلاقی می‌دهد که به جای توقع از دیگران، خودت تلاش کن.

معنی بیت های پایانی

۵. نگارستان چین دانم نخواهد شد سرایت لیک / به نوک کلک رنگ‌آمیز نقشی می‌نگار آخر:
می‌دانم به زیبایی‌های چین نخواهی رسید، اما با قلم رنگ‌آمیزت نقشی بکش. این بیت تشویق به هنرنمایی با وجود محدودیت‌هاست و اشاره به اینکه کمال مطلوب دست‌نیافتنی است.

۶. دلا در ملک شبخیزی گر از اندوه نگریزی / دم صبحت بشارت‌ها بیارد زآن دیار آخر:
ای دل، اگر در عالم سحرخیزی از غم نگریزی، صبحدم بشارت‌هایی از آن جهان برایت خواهد آورد. حافظ وعدهٔ پاداش صبر و سحرخیزی را می‌دهد و به وعده‌های الهی اشاره می‌کند.

۷. بتی چون ماه زانو زد میی چون لعل پیش آورد / تو گویی تائبم حافظ ز ساقی شرم دار آخر:
وقتی معشوقی ماه‌چهره زانو می‌زند و شرابی لعل‌رنگ پیش می‌آورد، حافظا گویی می‌خواهی توبه کنی! از ساقی شرم کن. این بیت طنزآمیز، تضاد بین عشق و تظاهر به پارسایی را به زیبایی نشان می‌دهد.


تفسیر شعر

 


غزلیات مشکوک حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤