ما برفتیم تو دانی و دل غمخور ما

حافظ-غزل مشکوک شماره 1
ما برفتیم تو دانی و دل غمخور ما
بخت بد تا به کجا می برد آبشخور ما
از نثار مژه چون زلف تو در زر گیرم
قاصدی کز تو سلامی برساند بر ما
به دعا آمدهام هم به دعا دست برآر
که وفا با تو قرین باد و خدا یاور ما
فلک آواره به هر سو کندم میدانی
رشک میآیدش از صحبت جان پرور ما
گر همه خلق جهان بر من و تو حیف برند
بکشد از همه انصاف ستم داور ما
روز باشد که بیاید به سلامت بازم
ای خوش آن روز که آید به سلامی بر ما
به سرت گر همه آفاق به هم جمع شوند
نتوان برد هوای تو برون از سر ما
تا ز وصف رخ زیبای تو ما دم زدهایم
ورق گل خجل است از ورق دفتر ما
هر که گوید که کجا رفت خدا را حافظ
گو به زاری سفری کرد و برفت از بر ما
معنی بیت های نخستین
۱. ما برفتیم تو دانی و دل غمخور ما / بخت بد تا به کجا می برد آبشخور ما:
ما رفتیم و تو میدانی که دلِ غمگین ما چه حالی دارد. بختِ ناسازگار تا کجا میخواهد ما را از جایگاه خود دور کند؟ گویا تقدیر، ما را به ناشناختهها میکشاند.
۲. از نثار مژه چون زلف تو در زر گیرم / قاصدی کز تو سلامی برساند بر ما:
اگر از ریزش اشکهایم (مانند زلفِ تابدار تو) طلایی بسازم، آن را به قاصدی میدهم تا از جانب تو سلامی به ما برساند. این بیت نشاندهندهی اشتیاق برای پیامی از معشوق است.
۳. به دعا آمدهام هم به دعا دست برآر / که وفا با تو قرین باد و خدا یاور ما:
من با دعا نزد تو آمدهام، تو نیز دستِ دعا بردار و آرزو کن که وفا همواره با تو باشد و خداوند پشتیبان ما باد. این بیت بیانگر امیدواری به یاریِ الهی و وفاداری است.
۴. فلک آواره به هر سو کندم میدانی / رشک میآیدش از صحبت جان پرور ما:
آسمانِ بیوفا مرا به هر سو پرتاب میکند، اما میدانی که حتی فلک نیز از همنشینیِ جانافزای ما حسادت میکند. گویا جهان نیز از این پیوندِ روحنواز در شگفت است.
۵. گر همه خلق جهان بر من و تو حیف برند / بکشد از همه انصاف ستم داور ما:
اگر تمام مردم جهان بر من و تو رحمت نیاورند، دادگرِ ما (خدا) از همه عادلتر است و به عدالت داوری خواهد کرد. این بیت اشاره به توکل بر عدلِ الهی دارد.
معنی بیت های پایانی
۶. روز باشد که بیاید به سلامت بازم / ای خوش آن روز که آید به سلامی بر ما:
روزی خواهد آمد که من به سلامت بازگردم. چه روزِ خوشی خواهد بود وقتی که با سلامتی به نزد تو بازآیم! این بیت حسرت دیدار دوباره را نشان میدهد.
۷. به سرت گر همه آفاق به هم جمع شوند / نتوان برد هوای تو برون از سر ما:
اگر تمام جهان در برابر من متحد شوند، باز هم نمیتوانند عشق تو را از ذهن و دلم بیرون کنند. تو همیشه در خاطرم خواهی ماند، هرچند دنیا بخواهد مانع شود.
۸. تا ز وصف رخ زیبای تو ما دم زدهایم / ورق گل خجل است از ورق دفتر ما:
از زمانی که شروع به توصیفِ زیباییِ رخسار تو کردهام، حتی برگِ گل نیز از مقایسه با صفحاتِ دفترِ من شرمسار شده است. زیرا هیچ توصیفی به پای جمال تو نمیرسد.
۹. هر که گوید که کجا رفت خدا را حافظ / گو به زاری سفری کرد و برفت از بر ما:
هرکس بپرسد “حافظ کجا رفت؟” بگو: “با دلِ شکسته به سفری رفت و از کنار ما دور شد.” این بیت اشاره به غربت و دوریِ شاعر از یار دارد.
تفسیر شعر
غزلیات مشکوک حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل توضیح.



