چون شب بر من تو پای کوبان آیی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1839 چون شب بر من تو پای کوبان آیی در نیمشبی صبح طرب بنمایی زلف شب را گره گره بگشایی چشمت مرسا که سخت بیهمتایی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1839 چون شب بر من تو پای کوبان آیی در نیمشبی صبح طرب بنمایی زلف شب را گره گره بگشایی چشمت مرسا که سخت بیهمتایی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1838 چونست به درد دیگران درمانی چون نوبت درد ما رسد درمانی من صبر کنم تا ز همه وامانی آیی بر ما چو حلقه بر درمانی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1837 چون ساز کند عدم حیات افزایی گیری ز عدم لقمه و خوش میخایی در میرسدت طبق طبق حلواها آنجا نه دکان پدید و نی حلوایی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1836 چون خار بکاری رخ گل میخاری تا گل ناری بر ندهد گلناری فعل تو چو تخم و این جهان طاحونه است تا خشت بر آسیا بری خاک آری
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1835 چون جمله خطا کنم صوابم تو بسی مقصود از این عمر خرابم تو بسی من میدانم که چون بخواهم رفتن پرسند چه کرده ای جوابم تو بسی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1834 چندان گفتی که از بیان بگذشتی چندان گشتی به گرد آن کان گشتی کشتی سخن در آب چندان راندی نی تخته بماند نی تو و نی کشتی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1833 چشم سیهت ز عادت خماری افغان که نهاد رسم تنها خواری چون می مددیست ای بخیلیت چراست می می نخوری و شیره میافشاری
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1832 چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی گر دلسوزی هزار خون کردستی از پای درآمد دل و دل پای نداشت از دست کسی که او ندارد دستی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1831 چشمان خمار و روی رخشان داری کان گوهر و لعل بدخشان داری گیرم که چو غنچه خنده پنهان داری گل را ز جمال خود تو خندان داری
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1830 جانم دارد ز عشق جانافزایی از سوداها لطیفتر سودایی وز شهر تنم چو لولیان آواره است هر روز به منزلی و هر شب جایی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1829 جان روز چو مار است به شب چون ماهی بنگر که تو با کدام جان همراهی گه با هاروت ساحر اندر چاهی گه در دل زهره پاسبان ماهی
مولانا – کلیات شمس تبریزی رباعی شماره 1828 جان دیده ز جانان ازل دمسازی خواهد که خود از من ببرد انبازی این بازیها که جان به در آورده است ما را بخورد تمام بازی بازی