دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت-همراه با معنی و تفسیر - ادبستان شعر پارسی ❤️

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت-همراه با معنی و تفسیر

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت


حافظ-غزل شماره 78

 

دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت

بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت

یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم

افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت

بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار

حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت

با این همه هر آنکه نه خواری کشید از او

هر جا که رفت هیچ کسش محترم نداشت

ساقی بیار باده و با محتسب بگو

انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت

هر راه رو که ره به حریم درش نبرد

مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت

حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی

هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت

 


معنی بیت های نخستین

1. دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت / بشکست عهد وز غم ما هیچ غم نداشت:
آیا دیدی که معشوق جز سرکشی و ستمکاری رفتاری نداشت؟ پیمان شکست و هیچ اندوهی از غم ما در دلش نماند. این بیت بیانگر ناامیدی شاعر از وفاداری معشوق است که بی‌رحم و بی‌تفاوت، عهدشکنی کرده است.

2. یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم / افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت:
خدایا، اگرچه معشوق دلم را مانند کبوتری به دام انداخت و کشت، اما او را مؤاخذه نکن، زیرا ارزش و احترام شکار حرم (دل بی‌گناه) را ندانست. حافظ با این بیت، هم از درد دلش می‌گوید و هم از بخشش الهی سخن می‌راند.

3. بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار / حاشا که رسم لطف و طریق کرم نداشت:
اگر بر من ستم رفت، از بخت بد خودم بود، وگرنه معشوق را انکار نمی‌کنم که روش مهربانی و بزرگواری نداشته است. این بیت نشان می‌دهد که حافظ با وجود جفا، هنوز به نیکی‌های معشوق باور دارد.

معنی بیت های پایانی

4. با این همه هر آنکه نه خواری کشید از او / هر جا که رفت هیچ کسش محترم نداشت:
با این حال، هر کس که خوار و تحقیرش را تحمل نکرد، هرجا رفت کسی احترامش نگذاشت. حافظ اشاره می‌کند که تسلیم‌شدن در برابر معشوق، هرچند سخت، اما سرانجامی بهتر دارد.

5. ساقی بیار باده و با محتسب بگو / انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت:
ای ساقی، شراب بیاور و به محتسب بگو: ما را انکار مکن، زیرا چنین جامی (جام جهان‌نما) ندیده‌ای! این بیت نمادی از طلب مستی عرفانی است که حافظ آن را برتر از قیدوبندهای دنیوی می‌داند.

6. هر راه رو که ره به حریم درش نبرد / مسکین برید وادی و ره در حرم نداشت:
هر رهگذری که راه به حریم معشوق نبرد، بی‌چاره سرگردان ماند و راهی به حرم (وصال) نیافت. حافظ در این بیت، عشق را راهی دشوار می‌داند که تنها برای اهلش گشوده است.

7. حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی / هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت:
ای حافظ، تو برنده‌ی میدان فصاحت و بلاغتی، زیرا مدعیان نه هنری داشتند و نه حقیقتی می‌دانستند. این بیت نشان از اعتماد حافظ به هنر شاعری خود دارد و ناتوانی منتقدان را به سخره می‌گیرد.


تفسیر شعر

 


غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی

واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤