بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت

حافظ-غزل شماره 77
بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
و اندر آن برگ و نوا خوش نالههای زار داشت
گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست
گفت ما را جلوه ی معشوق در این کار داشت
یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض
پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت
در نمیگیرد نیاز و ناز ما با حُسن دوست
خرّم آن کز نازنینان بختِ برخوردار داشت
خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم
کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت
گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه ی خمّار داشت
وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر
ذکر تسبیح ملک در حلقه ی زنار داشت
چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت
شیوه ی جنات تجری تحتها الانهار داشت
معنی بیت های نخستین
1. بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت / و اندر آن برگ و نوا خوش نالههای زار داشت:
بلبلی را دیدم که گلی رنگین در منقار داشت و در میان آن برگ و آوازش، نالههای جانسوزی سر میداد. این تصویر زیبا از بلبل و گل، نمادی از عاشق و معشوق است که با وجود زیباییهای ظاهری، درونش پر از درد و ناله است.
2. گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست / گفت ما را جلوه ی معشوق در این کار داشت:
از او پرسیدم: در هنگام وصال، این ناله و فریاد برای چیست؟ بلبل پاسخ داد: این نالهها، نشانهی جلوهگری معشوق است که در دل ما جای دارد. حافظ اشاره میکند که حتی در وصال نیز درد فراق وجود دارد، زیرا عشق حقیقی هرگز سیر نمیشود.
3. یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض / پادشاهی کامران بود از گدایی عار داشت:
اگر یار با ما ننشست، جای شکایت نیست؛ چرا که حتی پادشاهی کامران هم اگر گدایی کند، شرمنده میشود. این بیت بیانگر آن است که معشوق از جنس دیگری است و نباید انتظار داشت مانند دیگران رفتار کند.
4. در نمیگیرد نیاز و ناز ما با حُسن دوست / خرّم آن کز نازنینان بختِ برخوردار داشت:
نیاز و ناز ما با زیبایی معشوق سنجیده نمیشود؛ خوشا به حال کسی که بخت یاری کرده و از نازنینان بهرهای دارد. حافظ در این بیت به ناتوانی انسان در برابر جمال معشوق اشاره میکند.
معنی بیت های پایانی
5. خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم / کاین همه نقش عجب در گردش پرگار داشت:
برخیز تا بر قلم آن نقاش (خداوند) جان فشانی کنیم، که این همه نقش شگفتانگیز را در گردش زمانه آفریده است. این بیت اشاره به زیباییهای آفرینش دارد که حاصل دست توانای پروردگار است.
6. گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن / شیخ صنعان خرقه رهن خانه ی خمّار داشت:
اگر مرید راه عشقی، به بدنامی فکر نکن؛ چرا که حتی شیخ صنعان هم خرقهاش را در خانهی میفروش گرو گذاشت. حافظ با اشاره به داستان شیخ صنعان، میگوید عشق حقیقی گاه آدمی را به کارهایی میکشاند که دیگران نمیپسندند.
7. چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت / شیوه ی جنات تجری تحتها الانهار داشت:
چشم حافظ زیر سقف قصر آن معشوق حورسرشت، روشی همچون بهشت داشت که نهرها از زیر آن جاری است. این بیت توصیفی است از زیبایی و شکوه معشوق که گویی بهشتی زمینی است. حافظ با این تشبیه، عظمت و جمال یار را ستوده است.
تفسیر شعر
غزلیات حافظ شیرازی – ادبستان شعر پارسی
واژگان دشوار : مصراع بیت ها ابیات تحلیل بررسی همراه با معنا مفهوم شعر شرح کامل.



