سخت زیبا می‌روی یک بارگی همراه با معنی و تفسیر

سخت زیبا می‌روی یک بارگی

سعدی-غزل شماره 630

 

سخت زیبا می‌روی یک بارگی

در تو حیران می‌شود نظارگی

این چنین رخ با پری باید نمود

تا بیاموزد پریرخسارگی

هر که را پیش تو پای از جای رفت

زیر بارش برنخیزد بارگی

چشم‌های نیم خوابت سال و ماه

همچو من مستند بی میخوارگی

خستگانت را شکیبایی نماند

یا دوا کن یا بکش یک بارگی

دوست تا خواهی به جای ما نکوست

در حسودان اوفتاد آوارگی

سعدیا تسلیم فرمان شو که نیست

چاره عاشق به جز بیچارگی

 

معنی بیت‌های شعر

سخت زیبا می‌روی یک بارگی
در تو حیران می‌شود نظارگی

بسیار زیبا و دلربا راه می‌روی؛ هر بیننده‌ای با دیدن تو حیران و شگفت‌زده می‌شود.

این چنین رخ با پری باید نمود
تا بیاموزد پریرخسارگی

چهره‌ای چنین زیبا را باید به پری نشان داد تا او نیز زیبایی و پری‌رویی را از تو بیاموزد.

هر که را پیش تو پای از جای رفت
زیر بارش برنخیزد بارگی

هر کس در برابر تو اختیار از کف بدهد و دل ببازد، دیگر توان رهایی از بار عشق و دلباختگی تو را نخواهد داشت.

چشم‌های نیم خوابت سال و ماه
همچو من مستند بی میخوارگی

چشم‌های خواب‌آلود و نیمه‌باز تو، مانند چشم‌های من، بدون نوشیدن شراب در تمام سال مست و بی‌خودند.

خستگانت را شکیبایی نماند
یا دوا کن یا بکش یک بارگی

برای عاشقان خسته و رنجور تو دیگر شکیبایی نمانده است؛ پس یا درمانشان کن یا یک‌باره از میان ببر.

دوست تا خواهی به جای ما نکوست
در حسودان اوفتاد آوارگی

تا زمانی که دوستی چون ما بخواهی، هیچ‌کس جای ما را نخواهد گرفت؛ اما حسودان گرفتار سرگردانی و پریشانی شده‌اند.

سعدیا تسلیم فرمان شو که نیست
چاره عاشق به جز بیچارگی

ای سعدی، تسلیم فرمان معشوق باش؛ زیرا عاشق در برابر عشق، جز پذیرفتن ناتوانی و بی‌چارگی چاره‌ای ندارد.

تفسیر کلی

سعدی در این غزل، زیبایی شگفت‌انگیز و خیره‌کنندهٔ معشوق را می‌ستاید؛ زیبایی‌ای که حتی پریان نیز باید از آن درس بیاموزند. تماشای چهره و رفتار او چنان اثرگذار است که بیننده اختیار و توان خود را از دست می‌دهد و در برابرش فروتن و ناتوان می‌ماند. شاعر به‌ویژه چشم‌های نیمه‌خواب معشوق را می‌ستاید که بی‌آنکه شرابی نوشیده باشند، او و دیگران را مست و بی‌خود می‌کنند. در مجموع، غزل تصویری از دلدادگی عمیق و حیرت عاشق در برابر جمال و جاذبهٔ بی‌مانند معشوق است.


واژگان دشوار

  • یک‌بارگی: ناگهان، یکباره
  • نظارگی: تماشاکننده، بیننده
  • حیران: سرگشته و شگفت‌زده
  • رخ: چهره، صورت
  • پری: موجود افسانه‌ای زیبارو
  • پری‌رخسارگی: زیبایی و نیکویی چهره مانند پری
  • پای از جای رفتن: از خود بی‌خود و بی‌قرار شدن
  • بار: سنگینی و رنج
  • بارگی: توان حمل بار؛ طاقت و تحمل
  • نیم‌خواب: خواب‌آلود، کسی که کاملاً بیدار نیست
  • سال و ماه: همیشه، پیوسته
  • مست: بی‌خود و سرخوش
  • می: شراب
  • می‌خوارگی: شراب‌خواری، باده‌نوشی


معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤