ای سرو حدیقه معانی

سعدی-غزل شماره 650

 

ای سرو حدیقه معانی

جانی و لطیفه جهانی

پیش تو به اتفاق مردن

خوشتر که پس از تو زندگانی

چشمان تو سحر اولین اند

تو فتنه آخرالزمانی

چون اسم تو در میان نباشد

گویی که به جسم در میانی

آن را که تو از سفر بیایی

حاجت نبود به ارمغانی

گر ز آمدنت خبر بیارند

من جان بدهم به مژدگانی

دفع غم دل نمی‌توان کرد

الا به امید شادمانی

گر صورت خویشتن ببینی

حیران وجود خود بمانی

گر صلح کنی لطیف باشد

در وقت بهار و مهربانی

سعدی خط سبز دوست دارد

پیرامن خد ارغوانی

این پیر نگر که همچنانش

از یاد نمی‌رود جوانی

 

تصویر نویسندگان :
نویسندگان :

امین پیرانی - حامد پیری

نوشته های مرتبط
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها