
سعدی-غزل شماره 649
بربود دلم در چمنی سرو روانی
زرین کمری سیمبری موی میانی
خورشید وشی ماه رخی زهره جبینی
یاقوت لبی سنگ دلی تنگ دهانی
عیسی نفسی خضر رهی یوسف عهدی
جم مرتبهای تاج وری شاه نشانی
شنگی شکرینی چو شکر در دل خلقی
شوخی، نمکینی چو نمک شور جهانی
جادو فکنی عشوه گری فتنه پرستی
آسیب دلی رنج تنی آفت جانی
بیداد گری کج کلهی عربده جویی
شکر شکنی تیرقدی سخت کمانی
در چشم امل معجزهٔ آب حیاتی
در باب سخن نادرهٔ سحر بیانی
کیزلف و رخ و لعل لب او شده سعدی
آهی و سرشکی و غباری و دخانی
معنی بیتهای شعر
بربود دلم در چمنی سرو روانی / زرین کمری سیمبری موی میانی
در باغی، سروی روان و خوشخرام با کمری زرین، اندامی سیمین و میان باریک، دل مرا ربود.
خورشید وشی ماه رخی زهره جبینی / یاقوت لبی سنگ دلی تنگ دهانی
او چهرهای همچون خورشید، رخساری چون ماه و پیشانیای درخشان مانند زهره دارد؛ لبهایش یاقوتگون، اما دلش سخت و دهانش کوچک و تنگ است.
عیسی نفسی خضر رهی یوسف عهدی / جم مرتبهای تاج وری شاه نشانی
دمی جانبخش مانند عیسی، راهبلدی چون خضر و در زیبایی مانند یوسف زمان است؛ مقامش همچون جمشید بلند و نشانههای پادشاهی در او آشکار است.
شنگی شکرینی چو شکر در دل خلقی / شوخی، نمکینی چو نمک شور جهانی
شوخ و شیرین است و مانند شکر در دل مردم جای دارد؛ طناز و دلرباست و همچون نمک، به جهان شور و جذابیت میبخشد.
جادو فکنی عشوه گری فتنه پرستی / آسیب دلی رنج تنی آفت جانی
با نگاه و رفتار خود جادو میکند، عشوهگر و فتنهانگیز است؛ دلها را میآزارد، تنها را به رنج میاندازد و برای جانها آفتی بزرگ است.
بیداد گری کج کلهی عربده جویی / شکر شکنی تیرقدی سخت کمانی
ستمگر، سرکش و غوغاطلب است؛ با اندامی راست و کشیده چون تیر و ابروانی سخت کمانی، شیرینی و آرامش را درهم میشکند.
در چشم امل معجزهٔ آب حیاتی / در باب سخن نادرهٔ سحر بیانی
در نظر آرزومندان، همچون آب حیات و مایهٔ زندگی است و در سخن گفتن، پدیدهای شگفت با بیانی جادویی و افسونگر است.
کیزلف و رخ و لعل لب او شده سعدی / آهی و سرشکی و غباری و دخانی
سعدی از زلف و چهره و لب یاقوتگون او چنان دگرگون و بیقرار شده است که چیزی جز آه، اشک، غبار و دود از او باقی نمانده است.
تفسیر کلی
سعدی در این غزل، دلباختگی خود را به محبوبی زیبارو و دلربا بیان میکند و او را با مجموعهای از تشبیههای درخشان به سرو، خورشید، ماه، یاقوت، عیسی، خضر و یوسف مانند میسازد. توصیفهای پیدرپی نشان میدهد که محبوب از نظر جمال، جوانی، شکوه و اثرگذاری بر دلهای مردم، جایگاهی فراتر از انسان عادی دارد. در کنار این ستایشها، ترکیبهایی چون «سنگدلی» و «تنگدهانی» نشاندهنده پیچیدگی شخصیت معشوق و رنج عاشق از بیمهری اوست. موسیقی واژگان، تناسبهای معنایی و بهرهگیری از عناصر طبیعت و اسطوره، غزل را سرشار از شور عاشقانه و زیبایی خیالانگیز کرده است.
نتیجهگیری
سعدی در این غزل با بهرهگیری از تشبیهها و اغراقهای پیدرپی، زیبایی، دلربایی و شکوه معشوق را میستاید و در کنار شیرینی و شوخطبعی او، به سنگدلی و بیمهریاش نیز اشاره میکند.



