روی بپوش ای قمر خانگی همراه با معنی و تفسیر

روی بپوش ای قمر خانگی

سعدی-غزل شماره 631

 

روی بپوش ای قمر خانگی

تا نکشد عقل به دیوانگی

بلعجبی‌های خیالت ببست

چشم خردمندی و فرزانگی

با تو بباشم به کدام آبروی

یا بگریزم به چه مردانگی

با تو برآمیختنم آرزوست

وز همه کس وحشت و بیگانگی

پرده برانداز شبی شمع وار

تا همه سوزیم به پروانگی

یا ببرد خانه سعدی خیال

یا ببرد دوست به همخانگی

 

معنی بیت‌های شعر

روی بپوش ای قمر خانگی / تا نکشد عقل به دیوانگی

ای ماهِ خانگی من، چهره‌ات را بپوشان تا عقل و هوش من از شدت عشق و زیبایی‌ات دیوانه نشود.

بلعجبی‌های خیالت ببست / چشم خردمندی و فرزانگی

شگفتی‌ها و خیال‌انگیزی‌های چهره و اندیشه‌ات، چشم عقل و خردمندی مرا بسته و مرا از اندیشیدن بازداشته است.

با تو بباشم به کدام آبروی / یا بگریزم به چه مردانگی

اگر با تو بمانم، با چه آبرو و حیثیتی بمانم؟ و اگر از تو بگریزم، با چه جرئت و توانایی‌ای می‌توانم دور شوم؟

با تو برآمیختنم آرزوست / وز همه کس وحشت و بیگانگی

آرزو دارم با تو درآمیزم و همدم تو باشم؛ زیرا از همه مردم گریزانم و با آنان احساس بیگانگی می‌کنم.

پرده برانداز شبی شمع‌وار / تا همه سوزیم به پروانگی

شبی مانند شمع، پرده از چهره بردار تا من و همه عاشقانت همچون پروانه در عشق تو بسوزیم.

یا ببرد خانه سعدی خیال / یا ببرد دوست به همخانگی

یا خیال و اندیشه‌ی تو سعدی را از خود بی‌خود کند و به خانه‌ی خیال ببرد، یا آن دوست و معشوق او را به هم‌خانگی و هم‌نشینی خویش بپذیرد.

تفسیر کلی

سعدی در این غزل، معشوق را چنان زیبا و دل‌ربا می‌بیند که حضورش عقل و خرد عاشق را از کار می‌اندازد. خیال معشوق با شگفتی‌ها و جلوه‌های فریبنده، چشم دانایی و فرزانگی را می‌بندد و عاشق را در حیرت فرو می‌برد. شاعر از یک سو در برابر معشوق احساس بی‌پناهی و بی‌آبرویی می‌کند و از سوی دیگر توان و اراده گریز از او را ندارد. در پایان، آرزوی یگانگی با معشوق در برابر بیگانگی و وحشت از همه مردم قرار می‌گیرد و شدت دلباختگی عاشق را نشان می‌دهد.


واژگان دشوار

  • قمر: ماه؛ استعاره از معشوق زیبارو
  • خانگی: اهل خانه؛ آشنا و خودمانی
  • بلعجبی: شگفتی و حیرت‌انگیزی
  • خیال: تصور و اندیشه
  • ببست: بست؛ از کار انداخت
  • خردمندی: دانایی و عقل‌ورزی
  • فرزانگی: دانایی و حکمت
  • آبرو: حیثیت و اعتبار
  • بگریزم: فرار کنم
  • مردانگی: دلاوری و شجاعت
  • برآمیختن: درآمیختن و معاشرت کردن
  • وحشت: ترس و هراس
  • بیگانگی: ناآشنایی و دوری


معنی این شعر با کمک هوش مصنوعی تولید و توسط تیم تحریریه سایت ویرایش و تنظیم شده است

دیدگاهتان را بنویسید

😊
🌸🌹🌺🌻🌷🌼💐🥀😒😡😠😤😊😂❤️👍🔥🎉😍🤔😢🙏😎🥳😅🤗😴🤩😭😱💔✨💯👏🙌💪🌟💖💙💚🧡💜🤍🖤