
سعدی-غزل شماره 388
عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دل
نقطهٔ سر عاقبت بیرون شد از پرگار دل
گر مسلمانی رفیقا دیر و زنارت کجاست
شهوت آتشگاه جانست و هوا زنار دل
آخر ای آیینه جوهر، دیدهای بر خود گمار
صورت حق چند پوشی در پس زنگار دل
این قدر دریاب کاندر خانهٔ خاطر، ملک
نگذرد تا صورت دیوست بر دیوار دل
ملک آزادی نخواهی یافت و استغنای مال
هر دو عالم بندهٔ خود کن به استظهار دل
در نگارستان صورت ترک حفظ نفس گیر
تا شوی در عالم تحقیق برخوردار دل
نی تو را از کار گل امکان همت بیش نیست
با تو ترسم درنگیرد ماجرای کار دل
سعدیا با کر سخن در علم موسیقی خطاست
گوش جان باید که معلومش کند اسرار دل
معنی بیتهای شعر
عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دل
نقطهٔ سر عاقبت بیرون شد از پرگار دل
سالهای بسیار رازهای دل را در سینه پنهان داشتیم، اما سرانجام راز پنهان دل آشکار شد و از محدودهٔ آن بیرون آمد.
گر مسلمانی رفیقا دیر و زنارت کجاست
شهوت آتشگاه جانست و هوا زنار دل
ای دوست، اگر مسلمانی، پس نشانههای مسلمانیات کجاست؟ شهوت، جان را به آتشکدهای تبدیل میکند و خواهشهای نفسانی همچون کمربند کفر، دل را دربرمیگیرد.
آخر ای آیینه جوهر، دیدهای بر خود گمار
صورت حق چند پوشی در پس زنگار دل
ای کسی که سرشتت مانند آینه پاک و روشن است، سرانجام نگاهی به خود بینداز؛ تا کی میخواهی حقیقت خداوند را در پس زنگار و تیرگیهای دل پنهان کنی؟
این قدر دریاب کاندر خانهٔ خاطر، ملک
نگذرد تا صورت دیوست بر دیوار دل
این نکته را دریاب که در خانهٔ اندیشه و دل، فرشته وارد نمیشود تا هنگامی که تصویر دیو، یعنی صفات زشت و اهریمنی، بر دیوار دل نقش بسته باشد.
ملک آزادی نخواهی یافت و استغنای مال
هر دو عالم بندهٔ خود کن به استظهار دل
با دلبستگی و تکیه بر امور دنیوی، به آزادگی و بینیازی مالی نمیرسی؛ اما اگر به نیروی دل و اعتماد درونی تکیه کنی، میتوانی هر دو جهان را فرمانبردار خویش سازی.
در نگارستان صورت ترک حفظ نفس گیر
تا شوی در عالم تحقیق برخوردار دل
در این جهانِ نقش و صورت، از خودپرستی و مراقبت افراطی از نفس دست بردار تا در جهان حقیقت، دلی بهرهمند و برخوردار پیدا کنی.
نی تو را از کار گل امکان همت بیش نیست
با تو ترسم درنگیرد ماجرای کار دل
تو بیش از پرداختن به کارهای جسمانی و مادی توان همت گماشتن نداری؛ از این میترسم که داستان و راز کار دل را درنیابی و با تو سازگار نشود.
سعدیا با کر سخن در علم موسیقی خطاست
گوش جان باید که معلومش کند اسرار دل
سعدی، سخن گفتن از موسیقی با کسی که ناشنواست بیهوده و خطاست؛ برای فهم رازهای دل، گوش باطن و جان لازم است.
پیام و مفهوم اصلی
پیام اصلی غزل دعوت به خودشناسی و پاکسازی دل از هواهای نفسانی، شهوت، ریا و تیرگیهای درونی است؛ سعدی هشدار میدهد که حقیقت پنهان سرانجام آشکار میشود و تنها با زدودن زنگار دل و رهایی از خواهشهای شیطانی میتوان جلوهٔ حق را در آیینهٔ جان دید و زمینهٔ ورود فرشتگان و آرامش معنوی را فراهم کرد.



